بالاخره ساعت ۱۲ ظهر امروز منشی بخش سراسیمه گفت که دو هفنه آینده تعطیل هستیم. (از مرخصی کسر می شود). به چرائی و علت این تعطیلی کاری ندارم چون اطلاعی از منابع رسمی یااطلاعیه های این موضوع ندارم اما در همین مورد چند سئوال دارم:
۱- چرا این تعطیلی پس از سالها اجرای نامنظم در تقویم دانشگاه ذکر نشده است که بتوانیم بصورت برنامه ریزی شده از این تعطیلات استفاده کنیم؟
۲- چرا یک ماه پیشتر این مورد و تاریخ آن به اطلاع همه نمی رسد؟ دانشجو هیئت علمی و کارمند همه سر در گم هستند.
۳- اکثر کارهای دانشجویان سال آخر مثل دروس پروژه و فعالیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) در همین ماههای پایانی ترم بهاره که ماههای ابتدائی تابستان را شامل است صورت می پذیرد. این سئوال مطرح می شود که انتخاب این تاریخ توسط چه کسانی و با چه ادله ای صورت گرفته است؟
آیا بهتر نیست در مورد این تاریخ تجدید نظر انجام شود یا حداقل اطلاع رسانی کافی صورت گیرد؟
و دهها سئوال دیگر
![]() |
| From projeh-89-abkhiz |
امروز از پروژه چندین روزه دانشجویان کارشناسی مهندسی مرتع و آبخیزداری دانشگاه شیراز در نزدیکی شهر سپیدان استان فارس برگشتیم. البته چند گروه دیگر که کارهای بیشتری داشتند ماندند و دارند هنوز کار می کنند. این سفر بسیار خوب، دارای راندمان کاری بسیار خوبی بود (در حد امکاناتی که به این سفر اختصاص داده شده بود) که در پایان دوره کارشناسی یک جمع بندی مناسب عملی را در اختیار مهندسین فارغ التحصیل خواهد داد. شاید در فرصتی مناسب و رفع خستگی ها مطالب مبسوطی به فراخور حال و البته از شیرینی ها و تلخی های این سفر علمی نوشتم اما در این مکان و این زمان به مناسبت یاد آوری خاطره خوبی که از جلسه مشاعره یک ربعی که پس از صرف شام دیشب در محل کمپ کمهر برگزار شد شعری را از خانم بهبهانی که خیلی زیباست می آورم. لازم به ذکر است که این شعر را آقای دکتر میر لوحی همین امروز برایم ایمیل کرده بود.
شعر از لحاظ موضوعی ارتباطی به پروژه ندارد ولی اگر شعر را زیبا دیدید، زببائی آن تقدیم به همه کسانی که برای این سفر نیت خیر داشتند و خسته شدند. خدا قوت![]()
![]()
زنی را می شناسم من
سیمین بهبهانی
زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان!
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!
زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد
زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه!
زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی
زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است!
زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه
زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!
زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند
زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد؟
نمی دانم، نمی دانم
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
...زنی را می شناسم من
پیام بالا پیام مدیرکل راه و ترابری استان فارس است که کمربندی فوق العاده افتضاح(ببخشید زیبنده تر از این کلمه که در شان این نوشته نیز باشد نبود) جزو حیطه کاری ایشان است
.
از همان روز اولی که از شاهکار راهسازی قرن یعنی بلوار کمربندی شیراز گذشتن و رسیدن به دانشکده را شروع کردم بارها خواستم در مورد اشکالات آن بنویسم و چند بار گفتم حتی بوسیله عکس آنها را به تصویر بکشم تا اینکه دست قضا من را نیز یکی از ناکامان این جاده قرار داد و بی سر و سامانی حاشیه جاده و ... باعث شد تا در مسیر دانشکده هفته گذشته دوشنبه ماشین من چپ شود و البته با عنایات خداوند متعال جان سالم به در ببرم! هر چند دوستان همکار توصیه می کردند که از این جاده استفاده نکنم.
یک حرفم با دانشگاه شیراز است، من یکی از معتقدین به تجمیع همه دانشکده های دانشگاه شیراز از جمله دانشکده های باجگاه در پردیس ارم بوده ام که حتی مطلبی هم داشته ام و مطالب قابل دفاعی دارم.
بگذریم! حرف اصلی من اینجاست و با اداره کل راه استان فارس است. جالب این بود که روز قبلش در روزنامه خبر جنوب مطلبی در بیان ایرادات این کمربندی خوانده بودم هر چند گفته شده بود تامین روشنائی باید بشود! که حکایت همان کلاغ زشتی است که آرایش می کند! ذاتش همان است که هست!
همین دو هفته پیش بود که آنطرف تر از این کمربندی نیز دو خانم در مقابل سرویس دانشگاه به کام مرگ رفتند که به قول یکی از شاهدان عینی مشکل از نبود تابلو و ریل در محل پل جاده بوده است که ایجاد چاله عمیقی نموده. دلیلی شبیه تصادف من که یکی از دلایل شدت یافتن تصادف من خالی نمودن نخاله بدون مدیریت در حدود ۳ متری لبه آسفالت بود.
دیگر حوصله نوشتن را ندارم فقط همین که از قسمتی که کمربندی اصفهان به سمت بوشهر شروع شده و از مقابل رکن آباد، جوادیه و کمربندی معالی آباد و ... می گذرد حال آدم همه جوره از این جاده و اطرافش بهم می خورد (از بس مشکلاتش زیاد است).
مسئولین و آنهائی که دستی بر کار دارند بد نیست به جاهائی مثل کمربندی شهرضا(شهری با چند دهم جمعیت شیراز در مسیر جاده اصفهان) سری بزنند تا بدانند کمربندی و جاده استاندارد کجاست.
به امید ....
در این وانفسای لفظ تندی که لاجرم این مطلب داشت، جا دارد از همه همکاران و دانشجویان گرامی به خاطر احوالپرسی بی نهایت سپاسگزاری کنم
بخصوص از بعضی ها بیشتر!

به همین علت هم وقت گذاشتم و یک هدیه که فکر می کنم خیلی وقتش بود رو تدارک دیدم و به شما هدیه می کنم.
این هدیه چیزی نیست جز یک گروه اینترنتی منابع طبیعی و محیط زیست با محوریت حضور و همراهی اساتید و دانشجویان دانشگاه شیرازی خصوصاً این رشته ها . البته به جائی وابسته نیست و قرار نیست باهاش آپولو هوا کنیم جای خبرها، صحبت ها،بحث های علمی و دغدغه ها و توصیه ها خواهد بود و البته یک محملی که فارغ التحصیلان هم پیوندشون با جائیکه توش درس خوندن پایدار بمونه و البته ما هم از شنیدن خبرهای خوش موفقیتشون که از طریق این گروه به اطلاع همه میرسه خوشحال می شیم.
اما چرا این گروه؟
ماهها یک فضای اینچنینی مجازی و سرو شکل دادن بهش منو به خوش مشغول کرده بود تا اینکه تو سفر به محل پروژه کارشناسی تو صحبتا بود که یه لحظه دکتر فلاح گفت بد نیست یه همچین چیزی داشته باشیم و اشارشم به من بود.
این از این مورد و دو تا انگیزه! تا اینجا.
چند روز پیش بود که آقای فروغی دانشجوی سال آخر آبخیزداری اومد و چند سئوالی در مورد سرو شکل دادن یک فروم که ارتباط بچه ها با هم و محل تحصیلشون حفظ بشه از من کرد منم یک سری راهنمائیها و ... و سرویسهای مطمئن رو بهش معرفی کردم و البته کلی تشویقش کردم.
به ذهنم خطور کرد تا آقای فروغی بیاد و فرومشو راه بیاندازه بد نیست از یکی از سرویسهای گوگل که واقعاً خدا واسش خیر بخواد در این زمینه استفاده کنم.
این شد که عیدی تولد حضرت امام محمد باقر (ع) را طراحی و تنظیمات چند ساعته و خطا گیری این گروه اینترنتی به نام NEGSHU و بعدش اونو دو دستی به همه اونائی که در گروه اینترنتی عضو خواهند شد تقدیم می کنم.
بعداظهر آخر وقت آخرین تستها رو گروه انجام دادم تا از ظاهر، امنیت و بقیه مواردش کاملاً مطمئن بشم بعد که خیالم راحت شد اطلاعیه اش رو تو بخش زدم. امروز تا حدود 5 و 6 عصر بخش کار داشتم که همون موقع دکتر قنبریان داشت می رفت و از همون دم در با صدای بلند از دیدن این اطلاعیه و موضوع اظهار حوشحالی جالب کرد. همین تشویقای شماست که آدمو تشویق می کنه و زنده نگه میداره!
جهت مشاهده این گروه و اطلاعات کافی اینجا را کلیک کنید.
پس از یکسال نامه نگاری اداری و پیگیریهای مستمر کلیه همکاران محترم در بخش بخصوص رؤسای جدید و قدیم(دکتر فلاح و کمپانی) و همچنین آقای دکتر قنبریان که مسئول مستقیم درس پروژه دانشجویان دوره اول مرتع و آبخیزداری بخش بودند اکثراساتید بهمراه یکی از کارشناسان اداره کل منابع طبیعی روز سه شنبه جهت شناخت منطقه از هر نظر، سفر مقدماتی فشرده ای به منطقه مورد نظر که یکی از زیر حوضه های رودخانه کر محسوب می شود داشتیم.
سفر هر چند فشرده و شاید خسته کننده بود ولی جهت شناخت بیشتر مسائل فنی منطقه و امکانات پشتیبانی مورد نیاز به نظرم بسیار مفید بود.دانشجویان رشته مهندسی منابع طبیعی-مرتع و آبخیزداری در پایان دوره کارشناسی پروژه ای چهار واحدی دارند که در تمام کشور این پروژه به صورت یک کار چند ماهه و نهایتاً عملیات صحرائی مستمر چند روزه بر گزار می گردد. دانشگاه شیراز هم اولین دوره فارغ التحصیلان کارشناسی را دارد و طبق روال معمول کشور از یکسال پیش کارهای ستادی شروع و در تیر ماه مقرر شده است یک کمپ 10 روزه در منطقه مطالعاتی داشته و در یک کار شبانه روزی طرح آبخیزداری پارسل مورد نظر در صحرا ادامه یافته و مواد مورد نیاز جهت نوشتن طرح آبخیزداری که ادامه آن در دانشکده خواهد بود فراهم شود.
امیدواریم این کار که برای اولین بار البته در دانشگاه شیراز برگزار می گردد با همکاری همه مسئولین بیرون (جهاد کشاورزی) و مسئولین دانشکده و دانشگاه با کیفیت خوبی به پایان برسد.
پایان بخش مطلب تعدادی عکس از منطقه می باشد. در زیر هر عکسی نکته ای اگر بوده ذکر کرده ام دیدن آن برای هر شخص دوستدار طبیعت خالی از لطف نیست. جهت مشاهده آلبوم روی آن کلیک نمائید.
امروز اتفاق میمونی در استان فارس افتاد. این اتفاق فارغ التحصیلی اولین دوره دانشجویان منابع طبیعی دانشگاه شیراز در دو رشته مرتع و آبخیزداری و محیط زیست بود. البته همچون سالهای گذشته دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت مناطق بیابانی نیز بودند که البته بزرگترهای بخش بودند.
دانشکده کشاورزی برای برگزاری این مراسم که در باشگاه دانشگاه برگزار شد زخمت کشیده بود که جای دارد به آنها دست مریزاد بگوئیم ولی به عقیده من نکات زیر شایسته توجه است:
1- شایسته است در جلسه اختصاصی یا مراسمی اختصاصی با حضور مسئولین دانشگاهی و متخصصین و مسئوالان استانی منابع طبیعی و محیط زیست این فارغ التحصیلی را گرامی و مبارک داریم و ورود این جوانان را که به عقیده بنده مهندسین با کیفیت بسیار خوب هستند را به جامعه تخصصی و کاری استان فارس اعلام کنیم.
2- این دانشجویان رتبه های بسیار خوبی را در آزمون کارشناسی ارشد داشته اند که در درجه اول به ایشان و خانواده ایشان و سپس به سیستم آموزشی و اساتید محترم تبریک عرض می نمایم.
3-جای دارد هر چه سریعتر نسبت به نهائی شدن دانشکده منابع طبیعی در دانشگاه شیراز اقدام شود. به نظر من دلیلی برای این تعلل وجود ندارد. آیا تا کنون پرسیده اید چرا در دانشگاه مادر شیراز همه نوع دانشکده داریم ولی منابع طبیعی نداریم؟ چرا در تهران، اصفهان، مشهد و حتی شهرهای کوچکی مثل شهرکرد با آن امکانات عالی و تفصیل پرورش دانشجوی منابع طبیعی را داریم ولی اینجا حتی در اعلام دانشکده منابع طبیعی اینهمه تعلل می کنیم؟ علت این عقب افتادگی استان فارس در بزرگترین مرکز آموزش عالی که باید تضمین کننده نیازهای استان فارس و البته جنوب کشور باشد چیست؟
4-دانشگاه شیراز و مسئولین محترم بهتر است این بخش محروم که بالای 25 درصد از بار دانشکده کشاورزی را در فضای 150 متری بر دوش می کشد از محرومیت در آورند. در راستای فعلیت بخشیدن به این مهم مسئولین استانی باید یاری رسانی و پیگیری بیش از پیش را در دستور کار قرار داده و دست از انفعال بر دارند.
5- پیشنهاد می شود اردوئی حتی یکروزه با هر منبع مالی جهت یادبود این اولین دوره فارغ التحصیلی و به جهت التیام خستگی های ناشی از کمبود امکانات یا ضعف های "دوره اولی بودن"برای این عزیزان تدارک دیده شود.
هر چند که اساتید بخش نیز در این دوره باتمام تلاش خود خواسته اند دوره ای با کیفیت بسیار خوب را برگزار نموده و کمبود امکانات بر کیفیت آموزشی کمترین تاثیر را بگذارد.
دانشگاه شیراز امسال اما کار نیکی انجام داده بود و آن دعوت از خانواده اساتید هم برای جشن و ضیافت شام بود. این مهم هر چند از نظر مالی شاید هزینه زیادتری از دعوت انفرادی اساتید نداشت اما در عوض تاثیر بسیار مثبتی در اولین قضاوتها در مورد هیئت رئیسه جدید دانشگاه داشت. که من هم به نوبه خودم تشکرم را ابراز می کنم
. امیدوارم که هیئت رئیسه محترم جدید در این جورچین دانشگاه شیراز قطعه های گم شده ای به نام مسکن اساتید، افزایش حقوق، امکانات رفاهی، شانیت فراموش شده اساتید، بهداشتی و درمانی و ... اساتید را که به نظر می رسد سالهاست گم شده است یا ناجور چیده شده است را بیاید و نیکو بچیند، ان شا الله
.
البته یکسری شایعه هم حول و حوش این میهمانی نیز بود که ما آنها را در حد شایعه می دانیم و امیدوارم در مطالب بعدی با رد آنها بگویم که آنها فقط شایعه بیش نبودند.
نکته جالب میهمانی بارانی بودن آن و نیمه کار ماندن جشن و انتقال نماز و ناهار به باشگاه دانشگاه بود. و سالنی که به اسم دانشگاهیان است ولی ما بندرت از آن استفاده می کنیم نیز شاهد غذا خوردن صاحبان اصلی خود بود
. به هر حال به قول جناب آقای دکتر مرزوقی معاون آموزشی دانشگاه اینهم شد خاطره ای فراموش ناشدنی. البته دیدار و گپ و گفت با همکاران هم دانشگاهی نیز که نهایت لطف این جلسه بیاد ماندنی بود که چیزی نمی تواند جای آنرا بگیرید.![]()
![]()
در پایان بار دیگر از زحمات کلیه عزیزانی که در هر کسوتی جهت اینگونه مراسمها بی دریغ خدمت می کنند را ارج می نهیم
.
اصل خبر از این لینک دانشگاه شیراز نقل می گردد:
--
مراسم تودیع دکتر محمدهادی صادقی و معارفه دکتر محمد مؤذنی سرپرست جدید دانشگاه شیراز، با حضور معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در تالار فجر دانشگاه شیراز برگزار شد.
در این مراسم، استاندار فارس طی سخنانی دانشگاه را به عنوان مرکز تغییر و تحول فکری و نبض تپنده حیات فکری و معرفتی جامعه عنوان کرد.
دکتر احمدزاده با اشاره به تأکیدات مقام معظم رهبری بر تلاش دانشگاه برای مقابله با سلطه معرفتی غرب اظهار امیدواری کرد: در دوره جدید در درجه اول با استیلای تفکر غرب شاهد جوشش علوم انسانی و اسلامی باشیم و به سمت تولید روششناسی اسلامی و ایرانی مبتنی بر معرفتشناسی، انسانشناسی و هستیشناسی برآمده از کلام قرآنی حرکت کنیم.
استاندار فارس با تقدیر از تلاشهای دکتر محمدهادی صادقی رئیس سابق دانشگاه شیراز، از سرپرست جدید این دانشگاه خواست با روحیه تعاون و با بسیج همه امکانات، شرایط توسعه دانش بومی را فراهم کند.
* مسؤول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان فارس هم در این مراسم اظهار داشت: تغییرات مدیریتی نباید تأثیر در روند اجرایی کارها داشته باشد.
حجتالاسلام محمد شریفانی مدیریت محیط دانشگاه را با وجود نشاط حاکم برآن، سخت توصیف کرد و اظهار داشت: به همین علت است که مدیریت دانشگاه با هیچ مدیریتی قابل قیاس نیست.
وی با قدردانی از زحمات شبانهروزی دکتر محمدهادی صادقی، خطاب به سرپرست جدید این دانشگاه گفت: خداوند به دلیل صداقتی که دارید به شما کمک میکند.
*سخنران بعدی رئیس سابق دانشگاه شیراز دکتر محمدهادی صادقی نیز با تأکید بر لزوم توجه ویژه مدیران کشور به اهمیت مراکز علمی گفت: طراحی آینده به نحو مناسب و مبتنی بر مبانی فکری و فلسفی، مرهون تلاشهاست و اگر به درستی به دانشگاه نپردازیم، آینده کشور را نمیتوان به خوبی ترسیم و مدیریت کرد.
وی به تأکیدات مقام معظم رهبری برای تدوین نقشه جامع علمی کشور اشاره کرد و گفت: عوامل مختلف خارج دانشگاه باید درک صحیحی از موقعیت و اثربخشی دانشگاه داشته باشند و خود را موظف به حمایت از دانشگاه بدانند.
ایشان ضمن تقدیر از همراهی و همکاری معاونین، مدیران، اساتید و کارکنان در دوران ریاست خود، به فعالیت صورت گرفته در 4 سال گذشته اشاره کرد.
وی از آغاز عملیات اجرایی مجموعه ورزشی سرپوشیده 12 هزار متری در این دانشگاه خبر داد و اضافه کرد: با تکمیل بال دوم ساختمان مدیریت دانشگاه مشکل پراکندگی مدیریت دانشگاه هم تا سال آینده حل میشود.
دکتر صادقی از رشد کمی پذیرش دانشجو در چند سال گذشته خبر داد و بیان کرد: در مقطع کارشناسی 50 درصد، در مقطع کارشناسی ارشد 50 درصد و در مقطع دکترا 300 درصد ظرفیت پذیرش دانشگاه افزایش یافته و دانشکدههای جدید مهندسی شیمی، نفت و گاز، مکانیک، برق و کامپیوتر و نانوتکنولوژی شکل گرفته و دانشکده های مهندسی آب و خاک، بیوتکنولوژی مواد، الهیات و معارف اسلامی هم در دست احداث است.
وی تعامل با دستگاه های دیگر و افزایش اثر بخشی دانشگاه را مهمترین رویکرد پژوهشی این دانشگاه در 4 سال گذشته اعلام کرد و افزود: دانشگاه شیراز در تحقیقات کاربردی و استفاده از اعتبارات یک درصد پژوهشی دستگاه و شرکت های دولتی پس از دانشگاه های تهران مقام اول را دارد.
* در ادامه این مراسم سرپرست جدید دانشگاه بیان کرد: دولت باید بخشی از درآمد نفتی کشور را صرف تجهیز آزمایشگاه های دانشگاه کند.
دکتر محمد مؤذنی سرپرست جدید دانشگاه شیراز با بیان اینکه همه مدیران سابق دانشگاه دغدغه ارتقاء وضعیت دانشگاه را داشته اند گفت: روح اعتماد و خود باوری که با نفس امام (ره) در جامعه دمیده شده و دائماً توسط مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف تکرار می شود، جامعه را در مسیر تعالی و پیشرفت قرار داده است.
وی با اشاره به سند چشم انداز، توسعه در 20 سال آینده را مرهون روح خودباوری دانست که انقلاب اسلامی در کشور دمیده است.
دکتر مؤذنی توجه به نظم و انضباط و انسجام در کلیه فعالیت های آموزشی را از اولویت های اساسی دانشگاه شیراز در دوران مدیریت جدید برشمرد و گفت: ارزیابی دقیقی در این زمینه وجود ندارد که فارغ التحصیلان برای ورود به بازار به چه سرفصل های آموزشی نیاز دارند. بنابر این آموزش ها باید متناسب با نیاز بازار کار باشد.
وی با بیان اینکه توسعه آموزش عالی باید متناسب با نیاز کشور صورت بگیرد ادامه داد: دانشگاه شیراز باید توسعه تحصیلات تکمیلی را در اولویت خود قرار داده و به قطب دانشگاهی جنوب کشور تبدیل شود.
دکتر مؤذنی ضرورت کیفیت بخشی از آموزش ها را یاد آور شد و تصریح کرد: آئین نامه های موجود به کیفیت بخشی آموزش ها کمکی نمی کنند بنابراین باید شیوه های جدید را در راستای ارتقاء کیفیت آموزشی دنبال کنیم.
وی با بیان اینکه دولت باید بخشی از درآمد نفتی کشور را صرف تجهیز آزمایشگاه های دانشگاه ها کند، از وزارت خانه های بازرگانی، خارجی و صنایع نیز خواست دانشگاه را در امر تجهیز آزمایشگاه یاری دهند.
سرپرست جدید دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه انتشار نتایج تحقیقات در مجلات علمی نباید غایت کار اساتید باشد افزود: ماندگارترین کار فرهنگی در دانشگاه ترویج دینداری و دین باوری بین اساتید، کارکنان و دانشجویان است و اگر نتیجه فعالیت ها به دیندار شدن جامعه ختم شود به مهمترین اهداف دانشگاه دست یافته ایم .
وی ایجاد محیطی با نشاط و آرام برای دانشجویان را از دیگر برنامه های خود اعلام کرد و گفت: با سیاست گذاری های جدید تلاش می کنیم برای اولین بار در کشور با پرداخت نقدی یارانه ها به دانشجویان، امور رفاهی دانشگاه را به بخش خصوصی واگذار کنیم.
سرپرست جدید دانشگاه شیراز در مورد فعالیت های سیاسی در دانشگاه نیز ابراز داشت: فعالیتهای سیاسی می تواند به صورت آزاد و گسترده در دانشگاه ادامه داشته باشد، مشروط به اینکه به مقدسات احترام گذاشته شود، در چارچوب نظام و قانون اساسی و در راستای آرمان های امام راحل و رهنمودهای مقام معظم رهبری باشد.
* معاون وزیر علوم نیز در این مراسم گفت: آمار جمعیت دانشجویی کشور تا تابستان امسال سه میلیون و چهارصد هزار نفر بوده است که از این تعداد چهارده درصد در دانشگاههای دولتی مشغول به تحصیل هستند و استان فارس نیز با داشتن بیش از 209 هزار دانشجو، چهارمین استان از لحاظ جمعیت دانشجویی کشور می باشد.
دکتر حسین نادری منش خاطرنشان کرد: براساس پژوهش و آمایش سرزمین از لحاظ آموزش عالی توسعه کیفی در دانشگاه های کشور افزایش خواهد یافت.
وی گفت: با برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب، دانشگاه ها باید محل توسعه و نشر علم و فرهنگ در کشور باشند.
معاون آموزشی وزارت علوم ادامه داد: 30 درصد از جوانان کشور در مراکز علمی و دانشگاهی مشغول به تحصیل هستند. وی افزود: برای ورود به دوره های کارشناسی در دانشگاه ها ظرفیت های خالی وجود دارد ولی مکانیزم های پذیرش دانشجو در دوره تحصیلات تکمیلی باید تغییر کند.
وی گفت: با توجه به توانمندیها و امکانات موجود در دانشگاه شیراز، این دانشگاه باید قطب تحصیلات تکمیلی در جنوب کشور باشد.
نادری منش گفت: بیش از 800 هزار نفر متقاضی کارشناسی ارشد هستند که امسال تنها 75 هزار نفر از آنها برای تحصیل در این مقطع قبول شدند.
وی گفت: بر این اساس لازم است زمینه برای تحصیل دانشجویان در مقطع تحصیلات تکمیلی فراهم شود و جذب دانشجو متناسب با توانمندی های هر منطقه باشد.
در این مراسم حکم انتصاب دکتر محمد مؤذنی قرائت شد و از تلاش های دکتر صادقی نیز تقدیر گردید.
کارگاه قوانین و آئین نامه های آموزشی و پژوهشی جهت آشنائی اساتید دانشگاه شیراز برگزار گردید. این کارگاه که بیشتر اساتید تازه استخدام در آن شرکت داشتند یکی از کارگاههای مفید بود که البته بحث های جانبی آن با مسئولین شاید جذابیت بیشتری داشت. متاسفانه در سالهای اخیر وضعیت استخدامی اساتید بیش از حد به مساله ارتقا (دانشیاری) وابسته شده است و همین امر موجب ایجاد نگرانیهای بسیاری شده است. این نگرانی از سوی مسئولین و مدرسان این کارگاه نیز ابراز می شد. (اینجانب بحثی بر سر این موضوع که
در چه دولتی این موضوع تصمیم گیری و اجرائی شد ندارم و بیشتر این مطلب من
طرح مساله فارغ از مسائل حاشیه ای می باشد)
بنده اصولاً با این نوع روش استخدامی آنهم برای نخبگان جامعه و البته آنهم در جامعه ای که هنوز از فرار نخبگان گلایه داشته است موافق نیستم و سازکار خوبی نمی بینم. اگر میانگین رسمی آزمایشی شدن اساتید دانشگاه (با داشتن مدارک دکتری تخصصی و بالاتر) چند سال پیش تر سه یا چهار سال بود شاید بطور میانگین و صرفنظر از استثنائات و با توجه به میانگین سنوات لازم به دست آمده برای رسیدن به دانشیاری (که حتی بسیاری در سال سی ام خدمت به آن رسیده اند) را مثلاً ده یا پانزده سال در شرایطی خوشبینانه مثلاً بگیریم(آماری رسمی در این مورد پیدا نکردم اگر شما آماری مستند دارید از طریق بخش نظرات اطلاع رسانی کنید). یک سئوال بسیار مهم مطرح می شود و آن اینکه آیا شخصی با مدرک دکترای تخصصی باید یک سوم یا نیمی از کل سنوات مثلاً ده یا 15 سال را در شرایطی بدون امنیت شغلی یعنی در حالت پیمانی باشد؟
با نگاهی دیگر به روند استخدامی در سایر ادارات و سازمانها مثل بانکها و ... عمق فاجعه ای که در انتظار اساتید تازه استخدام است روشن تر می شود! جائی که در یک بانک کارمندی با مدرک کاردانی چهارماهه وضعیت به رسمی تبدیل می شود در دانشگاه یک استاد با مدرک دکترای تخصصی باید سالها در انتظار رسمی شدن بماند!
اگر دلیل اینچنین سخت گیریهای جدید برای اساتید دانشگاه بحث عدم ایجاد رکود علمی،بالا رفتن رتبه علمی ایران، و لزوم ارتقای اساتید در زمانهای محدود و ... مطرح است به نظر اینجانب باید راهکارهای سوای این مورد را در پیش گرفته و آزمون کنیم نه وابسته کردن استخدام به وضعیت ارتقائی که خود به هزاران فاکتور ریز و درشت از مسائل مالی تا حتی مسائل سیاسی و بین المللی آمیخته است! سنخیت وضعیت استخدام آنهم با ساز وکارهائی که در کشور ما حاکم است (در کشورهای دیگر باید بحثی همه جانبه شود) با اینگونه سیاستهای علمی تلفیقی ندارد!
سئوال دیگر اینکه آیا برای بالا بردن راندمان در سایر ادارات و نهادها نیز این سیاست تقریباً تنبیهی تدبیر شده است؟ یا اصولاً برای بالابردن راندمان در سایر رده های شغلی جامعه اینچنین برخورد شده یا سیاستهای تشویقی بر سایر سیاستها همواره چربیده است؟
فراموش نکنیم که دانشگاههای مادر مثل دانشگاه شیراز همواره در مرکز توجه جامعه بوده و سیر جذب نیروهای مرغوب همواره به دلیل ذهنیت های عالی به اینگونه دانشگاهها بوده است و باید در اتخاذ سیاستهای دیگر نیز این نکته مد نظر قرار داده شود تا در آینده خللی در این سیر عالی پیش نیاید.
مسلم است که بحث در این زمینه بسیار مفصل تر است و این نوشته که در چند دقیقه کوتاه و بدون چرک نویس و پاکنویس شدن نوشته شده است خود ابعاد وسعتری داشته یا حتی منتقدان ویژه خود را خواهد داشت و البته از دانشگاهی به دانشگاه دیگر هم متفاوت است.
اما به هر حال جای شکرش باقی بود که در این جلسه برخی مسئولین دانشگاه و حتی گفته می شد وزیر جدید هم از منتقدان قضیه هستند.
سوای این مورد و با ابراز تشکر از مسئولین دانشگاه برای تدارک اینچنین کارگاههای مفید ای کاش در فضائی دیگر یک جلسه پرسش و پاسخ تخصصی تر با شرکت فعالانه اساتید بخصوص جوان تشکیل می شد و براساس دغدغه های اساتید نظرات جمع بندی و بصورت مدون راهگشائی و یا به مسئولین بالاتر منتقل می شد.
====
پاراگراف زیر ممکن است ارتباطی به مطلب اصلی نداشته باشد.(پس چیست؟)
این جمله ارسالی یکی از خوانندگان با ذوق است با این اعتراض که وی عنوان نموده نوشته های زیبای این سایت خیلی خشک است! منهم اصل نوشته ایشان را می آورم که فضا عوض شود هر چند باید اذعان نمود که شاید به هیچ وجه به مطلب بالا نخورد و باید مطلب زیر تم نوحه داشته باشد نه ... شاید هم از سر ناچاری تم زیر برخی اوقات بدنباشد البته با مفهوم خاص خودش...
The best and most beautiful things in the world cannot be seen or even touched , they must be felt with the heart. ( Helen - keller)
عین خبر ایسنا اینجاست.
============================
پاورقی زیبای امروز(چیست؟):
تادروغ نباشه قدر راستی رو نمی دونیم، تا بی وفائی نباشه قدر دوستی رو نمی دونیم. تا دورنگی نباشه قدر رنگ خودمون رو نمی دونیم. تا حرف می زنیم معجزه سکوت رو فراموش می کنیم. وقتی ساکتیم فکر می کنن حرفی نداریم. وقتی تو فکرت تنهائی انگار هیچ کسی نیست. وقتی به هزار رنگ می بینمت. وقتی خودتی تازه قشنگ میشی قشنگتر از زشت. خود خود خودت باش چون همونجور نیستن که می بینی شاید اونا هم خودخودخودخودشون باشن.
اگر اهل استفاده از سرویسهای عمومی حمل و نقل هستید و مثل من از جان گذشته شده اید شاید به جای علم بهتر است یا ثروت بایدبنویسید و بخوانید و بدانید که تاکسی بهتر است یا اتوبوس واحد؟ البته اینروزها به نظرم واحد اتوبوس چرا؟ چون وقتی داخل تاکسی هستی و چون شیشه ها پائین است راحت یک سرماخوردگی نوش جان می کنی. البته اگر دنبال واحد هم هستی نگرد نیست حداقل یک اتوبوس واحد تمیز که واقعاً سواری اش به دلت بنشیند خیلی کم است بخصوص اینروزها که با خصوصی شدن واحدها مثل اینکه کسی هم دلش نمی آید
ماهی چند بار دستی به سر و گوش اتوبوسها بکشد که حداقل کثیفی از سر و روی آنها نبارد مابقی پیش کش!
عیدی نه، عیدی!
من از دانشگاه دولتی شیراز، یکی از اساتید محترم دانشگاه پیام نور و یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز با هم گرم صحبت بودیم و اینروزها که رئیس جمهور در شیراز است نیز طبق معمول گل صحبتها در همین خصوص است. ظاهراً یکی از بهترین سالنهای آمفی تئاتر در دانشگاه پیام نور شیراز (گلستان) افتتاح شده و خیلی چیزای دیگر که استاد عزیز می گفت از افتتاحیه های دیروز! در همین حین این دوست همکار عزیز از دانشگاه پیام نور فرمودند که: راستی مناسبت ها و عید ها به شما چی می دهند؟ من از همه جا بی خبر گفتم عیدی رو که اسفند می دهند و مشخصه! گفت نه بابا مثلاً عیدی عید غدیر، روز مرد، روز زن ..
و آنطرف هم دانشجوی محترم کارشناسی ارشد گفت بله به معلمها نیز عید غدیری 80 هزار تومان داده بودند! حتماً میفرمائید من چی گفتم؟ من ... ![]()
نارضایتی معاون رئیس جمهور از دیوارهای شیراز و حکایت پایتخت فرهنگی!
روزنامه خبرجنوب (مورخه 2/10/88) خبر جالبی داشت که ظاهراً معاون اول رئیس جمهور از دیوار نویسی های در هم و برهم و چهره شهر شیراز خوشش نیامده بوده و گفته اگه میخواهید پایتخت فرهنگی بشوید پس اینها چی هست؟
در جای دیگر این روزنامه هم نوشته بود که پایتخت فرهنگی را به شیراز بر گردانید ولی من نفهمیدم الان کجاست؟
رئیس جمهور هم در سخنرانی اش فرموده بود که فارس باید استان دانشگاهی شود و شیراز هم همینطور
. به امید آنروز. (لینک به صفحات روزنامه یک – دو -دریافت فایل خبر) دکتر بهبهانی نیز که وزیر راه است وعده داده بود که تا فروردین ۸۹ سرعت قطار شیراز به میانگین کشوری برسد!![]()
============
پاورقی زیبای امروز(؟):
با خود عهد بستم بار دگر که تو را دیدم
بگویم از تو دلگیرم
ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
چندی پیش که به سایت دانشگاه پوردو آمریکا برای طرح تمرین آنلاین دانشجویان "حفاظت آب و خاک" سر زده بودم دیدم واکسیناسیون کلیه اساتید، کارمندان و دانشجویان علیه آنفولانزای خاکی شروع شده است. لینک خبری آن اینجاست که ساعات مراجعه را مشخص نموده است.
یکی از تنظیمات پیش فرض سیستم این است که ظاهراً بر اساس IP وقتی شما در منزل سیستم را باز می کنید و برای آخرین بار آنرا در همان حالت می بندید دفعه بعدی وقتی در منزل لاگین می کنید بهمان صورت قبلی باز می شود. از آنجائیکه ظاهر پرکاربرد این سیستم قسمت مکاتبات و همان اطلاعیه های ارسالی است برخی اوقات ممکن است روی قسمتی مثل مشخصات اشخاص بماند و شما اذیت شوید و دسترسی به بخش مکاتبات برای شما مشکل شود. ( در همان زمان اگر در دانشکده لاگین شوید ممکن است این مشکل نباشد و یکراست بروید سراغ مکاتبات ولی در مزل اینطور نیست چون IP شما در دانشکده و منزل متفاوت است)
حال چه کار کنیم تا از هر جائی وارد سیستم اتوماسیون اداری شویم یکراست برود سراغ پنجره مکاتبات؟
از منوی بالائی وارد عمومی ---- سپس ---- تنظیمات شخصی و سپس ----- تنظیمات --- نرم افزار پیش فرض --- شده و آنرا به "مکاتبات" تغییر داده و سپس دکمه "ثبت " پائینی را بزنید.
حال اگر یکبار خارج و سپس وارد شوید همه چیز درست است!
شما هم اگر تجربه ای دارید در قسمت نظرات قرار دهید تا من و بقیه استفاده کنیم.
عکسها و برخی توضیحات کوتاه نیز در پی آمده است. جهت مشاهده عکسها و توضیحات بصورت بزرگتر روی اسلاید شوی زیر کلیک کنید و در صفحه جدید ببینید.
در صورتیکه لینکهای اسلاید شو برای شما به دلیل فیل.ت.رینگ غلط در دسترس نبود فایل کلیه عکسها در این آدرس قابل دانلود نمودن است هر جا به پسورد نیاز داشتید کلمه www.drafzali.com را تایپ نمائید.
(جهت دریافت فایل فشرده کلیه عکسها با حجم حدودی 4 و نیم مگابایت اینجا را کلیک نمائید)
چند روز پیش بود که مدارکم را برای عضویت در باشگاه دانشگاه شیراز (مجتمع فرهنگی هنری) به مسئول آن تقدیم کردم
. مدارک لازم عبارت بودند از گواهی امضا شده از بخش، یک قطعه عکس، 4500 تومان حق عضویت
، فیش حقوقی!
، کپی صفحه اول و دوم شناسنامه (همسر و فرزند) که برای اطلاع همکاران در اینجا ذکر نمودم. البته چند نکته را همکاران توجه نمایند اول اینکه فیش خقوقی در همه اداره ها و شرکت ها یک سند محرمانه فردی و اداری تلقی می شود اینکه حالا برخی از جاهای دانشگاه و از جمله باشگاه دانشگاه نسخه ای از آن را می خواهد بسیار جای تعجب دارد
. تنها تصور ممکن این است که نگاه کنند که مبادا باقیمانده مبلغ حقوق دریافتی یک استاد دانشگاه از 10 یا 20 هزار تومان مبلغ غذائی کمتر نشده باشد
!! وگر نه وام بانکی ده میلیونی نیست! در همین رابطه نامه ای به معاونت اداری مالی دانشگاه از اتوماسیون ارسال کردم که مراکز متعدد در دانشگاه در این رابطه قبلاً از آن اداره محترم مجوز دریافت کنند و امیدوارم به این پیشنهاد توجه کافی شود. البته نکته دیگر این نامه ارسالی من چگونگی استفاده از امکانات رستوران بود. مثلاً در خانواده 3 نفری ما 12 وعده غذائی می توانیم استفاده کنیم ولی در هر نوبت فقط سه وعده! این قانون صرفاً در جهت حمایت از پیمانکار است و به نوعی ظالمانه است
.
(در همین زمینه طی تماسی با آقای ط. اطلاع یافتم که با هماهنگی یک روز قبل از وعده غذائی می توان از کل سهمیه استفاده کرد و متعجبم چرا این مورد را مسئولین رستوران پنهان می نمودند البته باید دید عملی می شود یا خیر؟)
القصه! امروز جمعه ظهر برای استفاده یک وعده ناهار به رستوران باشگاه مراجعه کردیم. البته من انتظار موارد نادر و غیر قابل توجیه را داشتم و همین هم شد
! رستوران به دلیل اینکه پیمانکار محترم سالن را برای ولیمه سه حاجی کرایه داده بود پذیرائی حضوری اعضا نبود! یعنی غذا را باید ببریم! تازه این اول جریان نبود. غذا که خواستیم سفارش دهیم فقط یک نوع غذا باید سفارش دهیم چون تعداد غذاهای دیگر کم است چون در ولیمه سرو می شوند
! یادم افتاد که الان حتی در سلف های دانشجوئی هم دو نوع غذا سرو می شود و البته این برایم یادآوری شد که ما ...!!!
از ناراحتی و قابل توجیه نبودن موضوع با یکی از کارمندان که تلفنش را داشتم تماس گرفتم که گفت:" باید با روابط عمومی آقای ط... تماس بگیرم ولی روند همین است در قرار داد این است که یک تعدادی غذا در اختیار اعضای دانشگاهی بگذارند..." ![]()
در همان سالن است که یک تابلوی شیشه ای با عکس ریاست محترم درگذشته دانشگاه شیراز مرحوم دکتر مصطفوی
و عکس ایشان به چشمم خورد (فکر کنم تاریخ 1381 داشت اگر اشتباه کردم خودتان تاریخش را تصحیح کنید) که افتتاح این باشگاه (رستوران) را در جهت رفاه کارکنان و اساتید گرامی داشته بود.
بالاخره به دریافت غذای بدون منو قناعت کردم که تخفیف 30 درصدی را نسبت به فروش آزاد داشت. اما یک سئوال: آیا تخفیف سی درصدی صرف به اعضا کفایت می کند؟ بعنوان مثال اگر با یک رستوران دیگر قرار دادی بسته می شد آن رستوران وقتی بصورت جمعی یک ارگان با وی قرار داد ببندد آیا چند درصد می توانست تخفیف بدهد؟ ![]()
من پیشنهاد دارم که اداره رفاه دانشگاه با چند رستوران دیگر سطح شهر قرار داد ببندد بدون اینکه حتی یک ریال هم سوبسید بدهد چون برای رستورانها وقتی مشتری تضمین شده داشته باشند به صرفه است آنقدر یک رقابتی شاید برای رستوران باشگاه هم ایجاد شود. البته در چند قدمی آن در کنار کباب کباب رستورانی زده غذا با ده درصد تخفیف! و در اصفهان دیده بودم رستورانهائی غذا را به اعضای خود تخفیف می داد و در روزهای خاص وسط هفته و غذاهای خاص این تخفیف به حتی 40 یا 50 درصد هم می رسید!
البته گفته چندتن از همکاران هم قابل تامل است و آن اینکه رستوران دانشگاه جلب رضایت دانشگاهیان برایش مهم نیست چون به صرفه است مشتری دانشگاهی نداشته باشد و مراجعه آزادش بیشتر باشد.
اگر این مطلب عکسی از باشگاه ندارد ببخشید! خواستم از آلبوم عکس سایت دانشگاه تصویری از این ساختمان زیبا بیاورم که چیزی پیدا نکردم که پیشنهادم این است از این ساختمان که از ساختمانهای بسیار زیبای شهر است و از افتخارات دانشگاه تصاویری در آلبوم عکس سایت دانشگاه قرار دهند.
==========
پاورقی زیبای این مطلب:(؟)
یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتند قایم موشک بازی می کردند ...
تا نوبت به دیوونگی رسید دیوونگی همه را پیدا کرد اما هر چی گشت اثری از عشق نبود...
فضولی متوجه شد که عشق پشت یک بوته گل قایم شده و دیوونگی را خبر کرد،دیوونگی یک خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد...
صدای فریاد عشق بلند شد ... وقتی همه به سراغش رفتنددیدند چشمانش کور شده است...
نظر شما چیست؟
یکی از بخشهائی که مرتب به روز میشه پیوندهای روزانه سایت است ولی بخش دیگری که شاید از دید پنهان باشه ولی حرفه ایها همیشه خوندنشو دنبال می کنند بخش کامنتهاست که از قضا کامنتهای یک پاراگراف هم به ذوق خیلی از خواننده ها بخصوص دانشجویان پر برکت شده.
اینجا یکی از اون کامنتهای زیبا رو میارم که صداقت حرف بالائی رو اثبات کنه!
البته موضوع این نوشته که بیشتر جنبه ادبی ارتباط بین داستانهای قدیمی آن پر رنگ تر است پرداختن به وضعیت آشفته اجتماعی و اقتصادی در جهان می باشد.
--
شوخی با داستانهای دوران دبستان
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
----------------
زیباترین جمله این مطلب:
گفتم بهار
خنده زد و گفت
ای دریغ
گفتم پرنده؟
گفت اینجا پرنده نیست
اینجا گلی که باز کند لب بهخنده نیست
گفتم درون چشم تو دیگر؟
گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت،سکوتی گزنده نیست ...
دوست عزیزم آقای محسن ظریفیان من را به دیدن سایت زیبایش (کارتن و... ) دعوت کرده بود. من که لذت بردم شما چی؟ (لینک سایت ایشان)
سعی کن آرامشت به مثال سگی گرسنه درمقابل دکان قصابی نباشد.که از ترس قصاب پای پیش رفتن ندارد و از گرسنگی پای پس رفتن.آنچنان که دو چشمش همچون دو دهن باز هستند.در این مطلب قصد دارم تا از برخی مدیران از جمله ریاست محترم دانشگاه(جناب آقای دکتر صادقی)، ریاست محترم دانشکده(جناب آقای دکتر افشاریفر) و تعدادی دیگر از افراد که در متن مطلب ذکر اسامی آنها خواهد شد قدردانی کنم
. همیشه خواسته ام نظرات واقع گرایانه ای داشته باشم و کمتر در خیالات سیر کنم هر چند معتقدم آرزو بر جوانان عیب نیست!
در پاسخ به بی تفاوت نبودن به آنچه پیرامونم را احاطه نموده است نیز همیشه انتقاد سازنده را چه از جانب خودم و چه بر خودم روا دانسته ام. به همین جهت اگر بخواهم نظر غیر واقعی یا از روی هر چیز هم بنویسم سعی می کنم ننویسم بنابراین به نوشته هایم ایمان دارم!
الغرض! بنا بر احوالی که در چندین و چند سالی که بر منابع طبیعی دانشگاه شیراز رفته است و نشیب و کمی فرازهائی که داشته است ضمن سپاس فراوارن و قدردانی افرادی که نام همیشه جاویدشان بعنوان مؤسسان در اسناد صدها صفحه ای موجود خواهد ماند بد نیست در کنار انتقادها باید به نیمه پر لیوان که اتفاقاً در این چند ماه اخیر با شدت بیشتر آن روبرو شده ایم نگاهی داشته باشیم
. روندی که اگر سرعت آن بنا بر احساس فوریت آن بیشتر شود به نتایج امیدوار کننده ای منتهی خواهد گردید.
در دوران ریاست جناب آقای دکتر افشاریفر که کمی بیشتر از یکسال از آن می گذرد شاهد جهشی جدی در اجرائی شدن برخی تصمیم ها در خصوص دانشکده منابع طبیعی هستیم.
هر چند بنابر بعضی نظرها مجموعه عوامل چیزی جز این اقدام ها را بعد از 14 سال پیگیری بر نمی تابید ولی عقیده حقیر چیزی جز این است بطوری که هیچ گاه نباید شاهد تضییع حقوق زحمت کشان باشیم. به همین منظور و بدون ذکر جزئیات باید نام افرادی چون دکتر افشاریفر و البته و صد البته جناب آقای دکتر صادقی ریاست محترم دانشگاه که با حمایت جدی مالی و پیگیری مجدانه خویش در این راه قدم بر می دارند را با افتخار ذکر نمود. اینجانب مطمئن هستم تک تک درختان جنگلی جنوب ایران، مراتع سرسبز، روستاهائی که دیگر با سیلی ویرانگر نابود نمی شوند، مردم روستائی که چاههای پر آبی پیدا خواهندنمود، صنایعی که به صنایع سبز ایران تبدیل خواهند شد، مردمی که در نقاط شهری و روستائی در پارکهای جنگلی آینده جانی دیگر پیدا میکنند و به یک سخن کلیه جاندارن استان فارس و مناطقی که از برکات علمی و اجرائی این دانشکده بهره مند خواهند شد درود جاودانه خود را به افتتاح کنندگان و بالابرندگان تابلوی دانشکده ی منابع طبیعی خواهند فرستاد![]()
![]()
و چه زیباست آن روز و جاودان![]()
![]()
.
اینهم عنوان زیبای پیامکی مطلب امروز:
اگر خواننده این سایت باشید مطلعید که قرار بوده در پایان هر مطلب یک عنوان زیبای پیامکی از زیباترین جملات را ذکر کنم. اما این بار مطلبی زیبا و یک پیش بینی را ذکرمی کنم شاید اسمش رابشود بگذاریم طنز:
می گویند
اگر در اخبار شنیدید که با زلزله کمتر از 2 ریشتر از میان یک مموعه چند هزار نفری ساکن در یک دانشکده فقط 9+2 نفر استاد دکتری تخصصی دانشگاهی بعلاوه 4 نفر کارمند و چند نفر دانشجوی ارشد و لیسانس در زیر پمپ آبی خدای ناکرده مدفون شدند
به بخش مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه شیراز که دیوارهای کاذب حرف اول معماری آنرا می زند بروید
.
همچنین اگر شنیدید یک هواپیمای جت دیوار صوتی را شکست بعد در اثر فرو ریختن همه پنجره ها همه افراد یک مجموعه زخمی شدند مثلاً حتی ساکنان ساختمان 150 متری بخش ذکر شده بالا، ولی در یک ساختمان 2600 متری هیچ شخصی آسیب ندید آن بخش نیز در چند صدمتری بخش مدیریت مناطق بیابانی است و جائی نیست جز بخش خاکشناسی!
البته اشتباه نکنید علت زخمی نشدن افراد در این ساختمان شیشه های نشکن نیست بلکه این است که با گذشت قریب به یکسال از افتتاح آن هنوز کسی در آن ساکن نشده است
! بالاخره دارندگی است و برازندگی
!
و در پایان:
دلم تنگ است:
دلم تنگ است، دلم اندازه حجم قفس تنگ است،سکوت از کوچه لبریز است، صدایم خیس و بارانی است، نمی دانم چرا در قلب من پائیز طولانی است.
- لینک دانلود مجموعه عکسها (کسانی که اعصابشان کمی ضعیف است نگاه نکنند)
اگر خاطر شریفتون باشد چندی پیش از بی انصافی و عدم رعایت اخلاق حرفه ای توسط برخی پزشکان شیراز که متاسفانه تعدادی پزشکان معروف هم در میانشان هستند مطلبی داشتم. (لینک مطلب و لینک یکی دیگر از مطالب مرتبط) اخیراً توسط یکی از همکاران قدیمی مطلع شدم که پزشکان یزدی (البته پزشکان حاذقشان) طی یک ابتکار دست به جلب بیماران بخصوص بیماران صعب العلاج و نیازمند به اعمال جراحی مثلاً سخت قلبی نموده اند! و جالب اینکه در این ابتکار به نحوی عمل می کنند که نه تنها از زیر میزی خبری نیست بلکه به نحوی با بیمه تکمیلی و ... کار می کنند که بیمار برای عمل های چند میلیونی فقط چیزی حدود 200 هزار تومان یا حتی نزدیک به صفر تومان می پردازد! و اتفاقاً بیمارانی هم از شیراز به این شهر مهاجرت می کنند و خیلی هم راضی هستند و از کیفیت بالا و برخورد خوب یزدیها تعریف می کنند! آیا با این وضعیت یزدیها دیگر شیراز با ادامه روند برخوردهای غیر منصفانه پزشکانش می تواند سخنی از توریست سلامت بزند! و تا به کی می تواند در این وضعیت پایدار بماند و ادعائی داشته باشد؟ به عقیده من و همانطور که در مطلب قبلی گفتم رقابت در این زمینه نیز دیر یا زود معادلات را بر هم می زند پس قبل از آن به فکر و هوشیار باشیم!
--------
اینهم عنوان زیبای پیامکی مطلب امروز:
آغاز کسی باش که پایان تو باشد.

عکسهای بالا از محل حادثه تصادف امروز توسط خبرنگار خبرگزاری دانشجویان(ایسنا) گرفته شده و گزارش شده است. می توانید مقایسه بین دو اتوبوس را طبق متن زیر هم داشته باشید.
با کمال تاسف امروز در محلی نرسیده به باجگاه (محل دانشکده کشاورزی دامپزشکی و در آینده منابع طبیعی) حادثه تاسف باری رخ داد که بنا بر گزارش رسمی (لینک خبرگزاری صدا و سیما) (لینک ایسنا۱) (لینک دوم ایسنا - علت حادثه ) تا اکنون 6 کشته داشته است. حادثه از برخورد یک اتوبوس ولو و یک اتوبوس شرکت نگار سبز که شرکت عهده دار جابه جائی دانشجویان دانشگاه شیراز حکایت می کند. در نگاه اول نیز به همین دلیل که آرم نگار سبز روی اتوبوس بود بسیاری نگران شدند ولی بعد مشخص شد اتوبوس عازم دانشگاه آزاد مرودشت بوده است. البته عبور و مرور تا ظهر بسیار کند بود و تعداد زیادی از کلاسهای دانشکده به همین دلیل تشکیل نشد. شایسته است به خانواده های داغدار این عزیزان و جامعه علمی دانشگاه آزاد اسلامی این غم بزرگ را تسلیت عرض نموده و صبر جزیل بازماندگان را از خداوند منان خواستارم.
اما چند نکته مهم:
1- اتوبوس ولو آسیب چندانی ندید اما آسیب وارده به اتوبوس نگارسبز دانشجویان که معمولاً اتوبوسهای اینگونه شرکتها اکثراً از اتوبوسهای خارج از رده جابجائی بین شهری و فرسوده است بکلی نابود شده بود که همین یکی از دلایل شدت یافتن حادثه است.
2-سرویسهای حمل و نقل دانشکده های کشاورزی، دامپزشکی دانشگاه شیراز هم دقیقاً در همین مسیر و توسط همین شرکت تامین می شود. تعداد مسافران این مسیر دو دانشکده جابجائی حدود 2000 نفر روزانه اساتید و دانشجویان است.
3-اینجانب در نوشته چند روز پیش خود به مسئولین محترم دانشکده کشاورزی توجه ایشان را به این نکته معطوف دانشته بودم (لینک مطلب) هر چند این حادثه برای اتوبوسهای ما اتفاق نیفتاد ولی ...
4-اساتید بخش مدیریت مناطق بیابانی که بالقوه دانشکده منابع طبیعی را تشکیل خواهند داد بارها بر عدم نیاز به محیط باجگاه جهت فعالیت دانشکده منابع طبیعی آینده تاکید نموده اند و حتی یکسال پیش در نامه ای رسمی به ریاست دانشگاه (جناب آقای دکتر صادقی) و ریاست دانشکده(جناب آقای دکتر افشاریفر) با برشمردن دلایل خود تاکید کرده اند که محل دانشکده منابع طبیعی باید در پردیس ارم باشد اما متاسفانه بنا به دلایل نامعلومی باز باجگاه محل احداث دانشکده عنوان گردیده است. گویا همه، غیر از اساتید این بخش مختار به تصمیم گیری درباره این دانشکده آینده هستند.
به عقیده اینجانب مسئولیت اخلاقی، الهی و آخرتی اینگونه تصمیمات ناصواب که طبیعتاً عواقب ناگوار که حتی می تواند بمراتب بدتر از اینها را برای میهن مان به بار آورد طبیعاتاً معطوف به نام مسئولین وقت خواهد شد. لذا بجاست مسئولینی که تمام تلاش خود را جهت پیشرفت جامعه صرف نموده اند تا زمان باقی است با تجدید نظر در برخی تصمیمات قبلی و یا روشنگری و تنویر افکار و ارضای خواسته بحق افرادی که نمی خواهند فردا روزی پشیمان سکوتی مرگبار باشند اقدامی درخور انجام دهند. اینجانب در مقالات قبلی فقط چند نکته از دلایل عدم اولویت باجگاه یا حتی مضرات آنرا برشمردم هر چند اگر این مقالات راادامه می دادم (و البته صرفاً بنا بر مصلحت اندیشی توصیه شده یکی از دوستان ادامه ندادم،) مثنوی هفتاد من می شد!(لینک یکی از مقالات)
امروز در جلسه ای که به دعوت مدیریت دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز و در محل دفتر شورای دانشکده تشکیل شده بود با عده ای از همکاران حضور بهم رسانیدیم.
در ابتدای جلسه هدف از این جلسه توسط ریاست دانشکده جناب آقای دکتر افشاریفر تبریک افتتاح سال تحصیلی و استماع گزارش عملکرد مدیران عنوان شد که بنا بر همین رویه نیز گزارشهائی توسط ایشان و آقایان دکتر کارگر(معاونت اداری مالی)، دکتر لغوی(معاونت تحصیلات تکمیلی)، دکتر قائمی(معاونت آموزشی)، دکتر زیبائی(معاونت پژوهشی) و دکتر هنر (دبیر پژوهشکده خشکسالی) قرائت شد. پس از آن نوبت شد به معرفی اساتید جدید که البته اینجانب چون از قلم افتاده بودم دوستان به مزاح به من گفتند که کهنه کار تازه واردی، واسه همین نام شما قرائت نشد (مثل مثالی در مورد چائی و به همین مضمون)!!
پس از معرفی، نوبت صحبت یا به عبارتی انتقاد و پیشنهادات اساتید رسید که البته به اعتقاد دکتر تقوی این وقت در مقایسه با وقتی که هیئت رئیسه داشتند ناچیز بود. در همین مدت اندک سئوالات خوب و البته پیشنهادات ارزنده ای از طرف اساتید محترم ارائه شد اما بنده نیز نامه ای کوتاه را جهت قرائت در جلسه آماده کرده بودم و از همان اول قصد نمودم اگر در جلسه نشد حتماً آنرا در سایت خود بعنوان یک مطلب منتشر کنم. اتفاقاً همین شد وقت رسمی که داده نشد یا بهتر بگویم شاید وقت هم نشد ولی منشی بخش گفته بودند تا 12 و نیم جلسه داریم که حول و حوش 12 جلسه تمام شد
. (طی صحبتی که بعد با آقای دکتر افشاریفر داشتم ظاهراً اشتباه از منشی بخش ما در رابطه با اعلا ساعت دوازده و نیم بوده و آقای دکتر زیبائی هم در جلسه صحبتی نداشتند) به همین دلیل از همه دعوت نمودم به آدرس سایت مراجعه و مطلب را بخوانند و نظر بدهند. که دکتر افشاریفر گفت متنش را هم بنویسید و بدهید
.
راستش وقتی ترم شروع می شود واقعاً وقت کم می آید هر قدر هم که قبلش تلاش می کنی کار هفته را سبک کنی می بینی نمی شود ناچاری گلایه های همسر و فرزند را هم بخری
تا کارت را تمام کنی حتی تا پاسی از شب آنهم در منزل بخصوص آنکه برای اینکه بخواهی فردا به سرویس برسی باید 5 و نیم صبح هم از خواب بلند شده و بیست دقیقه ای هم تا ایستگاه به حالت هروله بدوی!
و الان این متن هم اضافه شده به کارهات اما شاید ارزشش را داشته باشد هر چند خیلی ها ترجیح می دهند این حرف ها را پشت پرده بزنند و آشکارا اظهار نکنند اما من اعتقاد دارم این همان ادای دین نسبت به زحماتی است که در یک سیستم برایت کشیده می شود
باید گفت نظرت چیست و باید به بهبودی سیستم فکر کرد و هیچگاه از جور زمانه نهراسید و نا امید نشد
. البته نمی دانم تا کی بر این عقیده حداقل در دانشکده پایدار خواهم ماند و بقول یکی از دوستان عزیزم مثل ماهی یخ زده ای نشوم که به تقلای دیگران بخصوص تازه واردها با چشمانی برفک زده نگاه می کند
! خدائی این طیف متنوع اساتید تازه وارد اگر قدر و قیمتشان بخوبی دانسته شود نعمت بزرگی است بخصوص کسانی که از محیطهای دیگر و دانشگاههای دیگر آمده اند و دوست دارند خوبیهای محیطهائی که تجربه نموده اند را به محیط کاریشان علاوه کنند تا همه سرافرازی کنند
.
بگذریم متنی که صبح تهیه نمودم و نشد که بخوانم را اینجا می نویسم. شاید برخی قسمتهای آن از متن صبحی بیشتر شده باشد که این البته اقتضای فرهنگ انتقال کتبی وبلاگی در عوض شفاهی صبح است
.
=================
ضمن تبریک
سال جدید تحصیلی، هفته دفاع مقدس، اعیاد رمضانیه بر همه دانشگاهیان بالاخص جمع حاضر و تشکر از مسئولین محترم به خاطر این وقت مغتنم.
اینجانب تاکید می نمایم موارد فهرست وار زیر صرفاً نظرات اینجانب است که البته پس از بررسیهای متعدد و با شناختی که در طی سالیان گذشته پیدا نموده ام به دست آمده است اما در صورت لزوم، دلایل و مصادیق هر یک ارائه می گردد. پشاپیش توجه جمع حاضر و همکاران غایب در این جلسه را به بررسی بیش از پیش موضوعات مطرح شده و همچنین عنایت مسئولین محترم در بازنگری لازم در برخی موارد جلب می نمایم.
1) از آنجائیکه مسائل مالی
یکی از مشکلات گذشته، حال و احتمالاً آینده دانشگاه شیراز می باشد به نظر می رسد که رفع دو معضل یا بازنگری آئین نامه های وضع شده مرتبط با آنها در کنار اصلاح بنیادین سیستم اداری دانشگاه، به بهبود وضعیت مالی داشگاه کمک شایان توجهی بنماید:
الف:
محدودیت های موجود(قابل تقسیم به انواع) در همکاری اساتید با مراکز بیرون از دانشگاه بخصوص مراکز آموزشی و پژوهشی که دانشگاه آزاد بزرگترین آنها می باشد و منظور اینجانب نیز بیشتر همین مرکز آنهم همکاری در خارج از ساعات موظفی است به نحوی که آدمی احساس خفگی
می کند احساس می کند برای روزهای تعطیلش هم باید گزارش بدهد باید دانشگاه چون حقوقی به او می دهد گزارش کاملی را از شرح فعالیتهای روزهای پنجشنبه و جمعه از وی بگیرد و این به عقیده اینجانب یعنی نقض حریم خصوصی فرهیختگان جامعه که از طرف قوانین دانشگاه شیراز بطور غیر مستقیم نقض شده است.
هر درخت هنگامی که تنومند می شود باید میوه بدهد، از سایه سار خود روز به روز افراد بیشتری را بهره مند سازد و هیچ کس حق ندارد مانع گسترش شاخسار او شود. چرا که دیر یا زود و بنا بر اصل تناسب شاخسار با ریشه، با محدودیت گسترش ریشه و در پی آن مشکل دسترسی بهینه به منابع آب و مواد غذائی موجود در خاک رو به رو خواهد شد. نتیجه آن یعنی محدودیت روز افزون برای رشد این درخت تنومند یعنی دانشگاه شیراز. البته در حال حاضر همکاری بازنشستگانی که حقوق خود را از دانشگاه شیراز می گیرند با این دانشگاه ظاهراً منعی ندارد که این مورد یک پارادوکس را در اذهان ایجاد می کند. دلیل ممنوعیت همکاری ما در روزهای تعطیلی که اختیارش را داریم مگر دون شان دانشگاه آزاد بیان نشده است؟ وگر نه دلیل این آئین نامه چیست
؟
من استاد در دانشگاه شیراز هر دوره فقط 20 دانشجو دارم و به همان تعداد معرفی می شوم. دردانشگاه آزاد به تعداد دانشجویان بسیار زیاد آن که اغلب صاحب مراکز مهم تولیدی خصوصی یا حتی دولتی هستند سر وکار داریم
این یعنی معرفی و شناخت فرد و هم دانشگاه شیراز (اگر نگوئیم شناخته شده هستیم! که آنهم قطعاً به ما ربطی ندارد
). اگر قسمتی از آنالیز های دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد در دانشگاه شیراز با پرداخت وجه انجام شود، آزمایشگاههای مشترک تجهیز شود و ... چه می شود؟
آیا برای اینکه کسی بخواهد پروژه ای را به من بدهد نیاز ندارم اول معرفی بشوم؟ کسی من تازه استخدام را بشناسد تا بداند من تخصص فلان دارم تا کاری را با من شروع کند؟ وقتی 40 ساعت یعنی همه ساعات کاری مفید هفته موظف هستم در اتاق خود محبوس باشم معرفی شدن به جامعه کجای این قضیه جای دارد؟
(در مقام مقایسه دبیران آموزش و پرورش و موظفی 24 ساعته متوجه می وشیم که حقوق بدی هم نمی گیرند حالا از مزایای دیگری که می گیرند بگذریم!
) چند نفر از صاحبان صنایع و بخش خصوصی را می شناسید که طرف تحقیقاتی خود را با سرچ science direct انتخاب می کنند؟ همه چیز البته جای خود، این نیز جای خود. دفتر ارتباط صنعت دانشگاه هم که در معرفی و ارتباط دانشگاهیان ظاهراً تلاشی ندارد یا ما ندیده ایم
.
ب:
معضل دوم پراکندگی ساختمانهای دانشگاه شیراز است که به نظر می رسد تجمیع ان بهترین راه حل دراز مدت است (بواسطه یکسال و نیم دبیری شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه شیراز در دوره کارشناسی ارشد از همان زمان مهمترین فکرم تجمیع دانشگاه شیراز بود چون در مقاطع تحصیلی کارشناسی و دکترا که دانشگاه صنعتی اصفهان بودم می دیدیم چه مزایای بزرگی دارد این تجمیع. یعنی حتی در کنار دانشکده علومی ها و فنی ها بودن هم باعث شده بود طرحهای مشترک بدیع برنامه زیزی و اجرا شود و به راحتی از آموزشهای همدیگر بهره مند شویم صدها مزیت دیگر از جمله سلف مرکزی، کتابخانه مرکزی و ... در یک مجموعه با دسترسی فوق العاده آسان که به دلیل پراکندگی دردانشگاه شیراز نداریم یا اگر هست با صرف هزینه زیاد ضرب در تعداد افراد دانشگاهی است که نتیجه اش هدر روی سرمایه دانشگاه است.بعنوان مثال دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان فقط یک نگهبان دارد و درب ورودی ساختمان آموزشی آزمایشگاهی آن 24 ساعته باز است مزرعه اش در بیش از 50 کیلومتری آن است ولی سرویس دانشجویان ارشد و دکتری یا پژوهشگران به مزرعه توسط آژانس طرف قرار داد دانشکده است! و... اینجانب با همین دغدغه و مقایسه دانشگاههای دیگر ایران نگارش سلسله مقالات تجمیع دانشگاه شیراز را چند ماه پیش شروع کردم و یک قسمت را منتشر کردم ولی به توصیه یکی از دوستان نگارش بخشهای بعدی را متوقف نموده ام
).
به عقیده اینجانب بنا به دلایل بسیار توسعه سایت باجگاه اقتصادی نیست و روی ساختمانهائی که قسمت اعظم ان کلنگی هم محسوب می شوند نمی توان حساب باز کرد پس باید توسعه آن ملقی و فکری برای انتقال سازمان آموزشی و اساتید به پردیس ارم نمود. طرحهائی مانند پردیس یعنی استقلال این مجموعه جز انتقال همه مشکلات اقتصادی و ... بصورت شش دانگ به مجموعه فعلی و آسودگی مجموعه دانشگاه شیراز از این مشکلات نتیجه ای جز ناکامی بیشتر نخواهد داشت. هر چند مطالعه اندر حکایت پردیس تهران افق های امیدوار کننده ای را نمایان نمی کند. بلکه بنا بر سوابق در صورت مشکلات مالی این امر برای پردیس شیراز بسیار سخت تر از تهران پیش بینی می شود
.
از نمونه مسائلی که در بطن باجگاه یعنی محل استقرار فعلی وجود دارد می توان به عدم توانائی تغییر مسیرها برای پوشش اساتید جدید علیرغم پیگیریهای چند ماهه، کرایه اتوبوسهائی که اکثراً اسقاطی بوده و مجوز برون شهری ندارند و در یک کلام آبروریزی است
که مقایسه سرویسهای کارگران پتروشیمی، اساتید دانشگاه آزاد حتی کارگاههای کوچک مشکل را نخ نماتر می کند. گران شدن آینده گازوئیل و ...نیز بر مسائل خواهد افزود خدانیاورد روزی که حادثه ای جانی اتفاق بیفتد و گرنه
....
نمونه دیگر از حاشیه قضیه بی عدالتی است که درتنظیم کار دانشکده کشاورزی شده است. حداقل روزی یکساعت اگر از ابتدای جاده حساب کنیم ایاب و ذهاب اساتید و کارکنان به دانشکده وقت را هر می دهد. آیا درست نیست ساعت کاری در باجگاه نیم ساعت دیرتر شروع و نیم ساعت زودتر پایان یابد؟ از حق غذا و .. که به کارگران نیز طبق قانون کار تعلق می گیرد بگذریم!
در پایان اینجانب توجه همکاران محترم حاضر و غایب در این جلسه و مسئولین محترم و دلسوز را به لزوم تشکیل شورا یا مجمعی صنفی نظیر برخی دانشگاههای دولتی کشور جهت پیگیری خواسته های صرفاً صنفی جلب می نمایم
. تشکلی که فارغ از مسائل دیگر و در کنار مسئولین و در تعامل با آنها می تواند به حل مسائل و مشکلات دانشگاهیان اهتمام ورزیده و به بالندگی بیش از پیش دانشگاه یاری رساند. از جمله مشکلات موجود می توان به آئین نامه غیر منصفانه
ارتقا اساتید و وابستگی بدون علت و ظالمانه استخدام و ارتقا اشاره نمود که البته در برخی دانشگاهها اقدامهای جمعی را نیز در بر داشته است و می تواند موضوع بحث شوراهائی مثل شورای صنفی اساتید باشد. ان شاء الله.
شبان آهسته می نالد مگر رازش نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
با آرزوی توفیق الهی و تشکر از توجه شما
اینهمه درحالی است که ساختمان نوساز ۲۶۰۰ متری بخش خاکشناسی که در سال گذشته با مراسمی باشکوه! افتتاح شد هنوز خاک می خورد هر چند معلوم نیست بخش خاکشناسی با وجود آنکه نیمی از اساتیدش بازنشست شده اند با تیمی حداکثر ۵ نفره و تعداد دانشجو حدود یک چهارم بخش مدیریت مناطق بیابانی چگونه می خواهد ساختمان ۲۶۰۰ متری اش را پر کند؟
تلاشهای چند ماهه مسئولین در خصوص بخش مدیریت مناطق بیابانی و منابع طبیعی در جای خود مغتنم و ستودنی است اما به تاریخچه ۱۴ ساله مرتبط که بر می گردیم می بینیم در مقاطعی تصمیمهائی جدی تر بوده است ولی تا الان وضع به همین منوال است که می بینیم!!! مشکل کجاست؟
اینجانب بنا به دلایل متقن، مخالف توسعه و ایجاد دانشکده منابع طبیعی در مکان "باجگاه" بوده ام ( به دلیل معایب بزرگ مالی و حتی خطرات جانی و انسانی !!!) و این مطلب را نیز در مقالات خود بصورت خلاصه بیان نموده ام و همواره آمادگی خود را برای مناظره با هر نظر مخالف نیز در این خصوص اعلام کرده ام اما به نظرم می رسد در درجه اول اعلام استقلال اسمی و سازمانی "دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز" می تواند در جذب منابع بیشتر مالی و سرعت امور تاثیری بیش از پیش داشته باشد. هر چند مشخص نیست چه شاخصه هائی باید جمع شوند تا این امر محقق شود. اینهمه در حالی است که در بسیاری از استانهای نه چندان پیشرفته تر با شاخصه هائی بسیار کمتر و در مدتی بسیار کوتاه آن استان صاحب "دانشکده منابع طبیعی" شده است. در همین رابطه مسئولین استان نیز باید دستی از آستین بیرون آورده و نسبت به تسریع امر نقش کاتالیزور مثبت نشان داشته باشند.
به نظر اینجانب همانگونه که لزوم ایجاد و تقویت دانشکده پزشکی و پیراپزشکی در یک استان(فارس) بسیار حیاتی است و سلامت و درمان مردم استان با آن ارتباط تنگاتنگ دارد شاید با اهمیتی بیشتر لزوم ایجاد سریع و تقویت بیش از پیش "دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست" اهمیت داشته و خواهد داشت!
![]() |
| From 1paragraph |
خبرنگار روزنامه کیهان طی تماس و هماهنگیهای قبلی با اینجانب و چند تن از متخصصین مربوطه در گزارشی مفصل
در روزهای ۲۱ و ۲۲ تیرماه ۱۳۸۸ و در پی بحران گرد و غبار (لینک) در بخشهای وسیعی از ایران، با استفاده از نظرات صاحبنظران
به بررسی موضوع پرداخته است که نظرات اینجانب نیز که به دلیل ادای دین نسبت به این آب و خاک وظیفه خود دانستم در جهت آشناتر نمودن افراد غیر متخصص با این مفاهیم باید حرکتی انجام دهم، در روز ۲۲ تیر در صفحه ۵ گزارش و پاراگرافهای پایانی انعکاس یافته است. لینک مطلب در روزنامه اینجاست (لینک) و در سطور زیر متن کامل مقاله خود را می آورم.
متن کامل مقاله (تحت عنوان: هشداری فراتر از بحران ) که البته برخی از قسمتهای آن بنا به صلاحدید گزارشگر محترم روزنامه کیهان منتشر نشده است
:
بسمه تعالی
گرد و غبار که چند سال است زندگی روزانه مردم جنوب، غرب کشور و امروز سراسر کشور و از جمله تهران را مختل نموده است را می توان ترکیبی از مسائل مرتبط با فرسایش بادی و پدیده های اقلیمی دانست. فرسایش بادی موجب جدا شدن ذرات حساس خاک و انتقال آن به فاصله ای باشد که این فاصله انتقال بستگی به اندازه ذرات و البته قدرت باد دارد. هر چه خاک خشک تر، پوشش گیاهی کمتر و بطور کلی شاخص های فرسایش پذیری خاک حادترباشد بادهای با سرعت کمتر می توانند ذرات خاک بیشتری را جدا کنند و البته هر چه سطح بیشتری از اراضی، مستعد فرسایش بادی باشند حجم مواد قابل انتقال در شرایط یکسان اقلیمی بیشتر خواهد بود. باد که عامل اصلی انتقال یا ایجاد فرسایش بادی است در این میان نقش اساسی دارد. سرعت و جهت از عوامل اصلی مربوط به باد هستند. سرعت باد در قدرت باد در انتقال مواد اثر داشته و جهت باد بر اساس جهت بادهای غالب، تعیین کننده مناطق تاثیر پذیر از این پدیده مخرب می باشد. لذا تعیین سرعت و جهت بادهای غالب در یک منطقه بهمراه تعیین منشاء فرسایش خاک از اساسی ترین گامهای مؤثر در مبارزه با گرد و غبار ناشی از فرسایش بادی و بیابانزائی هستند.
به دلیل شرایط حاد خاک و وجود بادهای مناسب مناطق بیابانی کانونهای فرسایش بادی و طوفانهای شن هستند. متاسفانه کشور ما در منطقه ای قرار گرفته که از مستعد ترین مناطق دنیا جهت بروز فرسایش بادی می باشد. بیابانهای موجود درعربستان، عراق، ایران و سایر کشورهای منطقه از مثالهای بارز وقوع فرسایش بادی شدید در منطقه و حتی در جهان به شمار می روند. بنابراین از این حیث اکوسیستمی شکننده در منطقه و کشور ما حاکم است که کوچکترین بی توجهی مدیریتی می تواند به پیامدهای ناگوار و اغلب غیر قابل جبران بیانجامد.
متاسفانه انسانها که عوامل تشدید کننده تخریب به شمار می روند اکثراً با در نظر گرفتن فواید مقطعی و سودجوئی های شخصی، گروهی یا کشوری خاص در این میان بسیار تاثیر گذار و گاه مخرب تر از عوامل طبیعی می باشند. از بین بردن مراتع و جنگلها، عدم توجه به مسائل آبخیزداری، حفاظت خاک و آبخوانداری، بی توجهی به حفظ و احیاء پوشش گیاهی، سدسازی بدون توجه به شرایط پایداری اکوسیستم ها، کشاورزی ناپایدار، حوادث غیر مترقبه مثل وقوع جنگها و در نتیجه بی ثباتی مدیریت کشورها در همه حیطه ها بخصوص حوزه منابع طبیعی(مثل جنگهای منطقه در عراق و کویت) از عوامل ایجاد کننده یا تشدید کننده بحران می باشند. از همه اینها که بگذریم بطور کلی مهمترین اصل در کنترل و مبارزه با فرسایش بادی پرداختن به منشا فرسایش و بیابانزائی است، یعنی اینکه ببینیم عامل اصلی و محل اصلی برداشت گرد و غبار کجاست و پس از آن بتوان پروژه های کنترل و مبارزه را در کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت طراحی و اجرا نمود.
در حادثه اخیر پرسش هائی مطرح می شود از قبیل اینکه: عامل وقوع این گرد و غبار بی سابقه چیست؟ چند وقت پیش خوزستان الان تهران و بعد ... شاید در آینده تواتر زمانی کمتری برای وقوع آن متصور شد. منشا وقوع این پدیده چیست؟ چرا در یکی دوسال اخیر این پدیده با سرعت غیر قابل کنترلی فزونی داشته است؟ چرا در سالیان گذشته این پدیده را نداشته ایم؟ آیا فقط مسائل فرسایش بادی و از بین رفتن پوششهای گیاهی موجب جدا شدن بیش از حد ذرات خاک شده است؟ تا چه حد سایر مسائل اقلیمی نظیر جریانهای مختلف هوائی در این پدیده نقش داشته است؟ آیا این پدیده اقلیمی مثل سیلابها دارای دوره بازگشت خاص است که پس از دوره ای چند ساله متوقف شود و مشکل برطرف گردد یا برعکس این مشکل روز بروز حاد تر می شود؟ تا چه حد بروز این پدیده را می توان به بیرون از مرزها و چه اندازه در درون مرزهای کشور نسبت دهیم؟
در این رابطه دهها پرسش دیگر که بیان آنها در حوصله این مطلب نیست وجود دارد. در کنار این سئوالات، نکاتی وجود دارد که بخصوص در نشریات و سایتهای اینترنتی ویژه جنوب کشور در خصوص بی توجهی و تبعیض مسئولین مطرح شده است. از جمله اینکه چرا بمحض اینکه این پدیده به تهران رسیده است تعطیلی، اعزام هیئت بررسی کننده به عراق و... اتفاق افتاده که در جای خود پاسخگوئی مسئولین و آینده نگری آنان را طلب می کند.
در زمینه منشاء پیدایش گرد و غبار شدیدی که اینروزها عرصه را بر مردم ما تنگ نموده و بدون شک ضررهای بسیاری را در کوتاه مدت و دراز مدت بر همه ارکان اقتصادی و انسانی کشور بر جای خواهد گذاشت، باید مطالعه و تحقیق همه جانبه ای صورت پذیرد. هر چند بنا بر شواهد اولیه ای که از عکسهای ماهواره ای و وضعیت منطقه ای و اراضی بیابانی به دست آمده است منشاء جدا شدن ذرات را بیابانهای منطقه (عربستان، عراق و...) محسوب نموده اند، وضعیت نه چندان مطلوب و بعضاً بحرانی عرصه های طبیعی و محیط زیست در کشور خودمان، ایران را بعنوان تشدید کننده این عامل را میتوان به شمار آورد. در این بین نقش عوامل اقلیمی مثل خشکسالی را نباید نادیده گرفت و تحقیق پیرامون آن ضروری به نظر می رسد.
باید منصف بود و وقتی از نابودی تالابها و دیگر اکوسیستمهای طبیعی، احداث سدهای بدون حساب و کتاب که بعضاً نتیجه ای جز ایجاد دریاچه ای برای رسوب، خشک شدن رودخانه های پائین دست و آسیب به اکوسیستم طبیعی آن در کشورهای همسایه بعنوان عوامل ایجاد کننده بحران در سایتها و جراید داخلی منتشر می کنیم مسائل مشابه در داخل کشور را نادیده نگیریم یا لااقل از مشکلات بوجود آمده در آنسوی مرزها بعنوان درس عبرتی که فرا روی ما قرار داده شده است در تصمیم گیریهای داخلی استفاده کنیم.
شاید برخی از تصمیم گیرندگان از سر دلسوزی بخواهند با صرف هزینه های زیاد در بیرون از مرزها (عراق، عربستان و...) نسبت به چاره اندیشی و حل مشکل اقدام کنند ولی چندین نکته بسیار مهم در این میان وجود دارد. یکی اینکه ایران و کشورهای منطقه عضو کنوانسیونهای بین المللی هستند که بنا بر آن متعهد شده اند نسبت به اقدامهای مناسب جهت برطرف نمودن اینگونه مسائل اقدام کنند و ایران می تواند مدعی باشد . دوم اینکه بررسی کنیم که هر اقدامی چند درصد از مشکل را حل می کند؟ یعنی براساس مطالعات جامع محاسبه کنیم منشاء و دوام قضیه تا چه حد است و سپس با استفاده از تجربیات جهانی و دخالت نخبگان علمی نسحه حل این معضل پیچیده شود.خدای ناکرده بیت المال ایرانیان را در عراق و... خرج نکینم بعد ببینیم 2 درصد مساله حل شده است! که هم گناهی نابحشودنی و هم پدیده ای غیر قابل جبران است. هر چند به نظر می رسد با پرداختن به معضلات مرتبط با این مساله در داخل ایران می توان بهبود قابل ملاحظه ای مشاهده نمود.
به هر ترتیب اینگونه معضلات هر چند ممکن است در کوتاه مدت و در اثر تسریع عوامل مختلف انسانی بوجود آمده باشند اما متاسفانه رفع آنها به زمانهای طولانی و هزینه های بس سنگین نیاز دارد که در این مورد نیاز به مشارکت بالای منطقه ای نیز احساس می شود.
نکته پایانی که در این میان باید اشاره شود مساله کلان تری است و درارتباط با تک تک شهروندان ایرانی است و آن نکته این است که مساله حاد امروز نتیجه بی توجهی دیروزی ها به منابع طبیعی، محیط زیست وتوسعه پایدار آن بوده است و هر گونه بی توجهی ما شهروندان به جنگل، مرتع، خاک و آب این مملکت در هر رتبه از مسئولیت، ممکن است عواقبی بسیار بدتر از آن چیزی داشته باشد که الان شاهد آن هستیم.
18/4/88
دکتر سید فخرالدین افضلی
عضو هیئت علمی بخش مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه شیراز
تاریخ برگزاری امتحانات پایان ترم بهاری 88 دانشگاه شیراز "شهریورماه" اعلام شد (به جز واحدهای داراب، مجازی و بین الملل قشم) و برنامه آن متعاقباً در سایت دانشگاه شیراز اعلام خواهد شد. این مطلب را معاونت آموزشی دانشگاه شیراز در آخرین اطلاعیه خود اعلام نمود.از امروز تا 28 مرداد بخشها و دانشکده های مختلف و اداری دانشگاه شیراز بصورت نیم روزی یعنی تا 12 ظهر جهت انجام امور اداری، آموزشی و تحقیقاتی باز است و بعبارتی تعطیلات تابستانی نخواهد داشت.
لازم به ذکر است که تعطیلی ناخواسته دانشگاه بنا به تصمیم هیئت رئیسه و در پی حوادث ناگوار کوی دانشگاه شیراز در حاشیه انتخابات دهم ریاست جمهوری اتفاق افتاد.
در اینجا برای دانشجویان گرامی خود در دانشگاه شیراز بخصوص خوابگاهی های عزیزی که ممکن است در حوادث کوی دانشگاه شیراز به هر نحو دچار ضرر شده باشند آرزوی موفقیت و سلامت می کنم. این عزیزان و کلیه دانشجویان مرتبط با اینجانب می توانند جهت انجام برخی امور خود ضمن مراجعه مدارم به اتوماسیون آموزشی از طریق دفتر بخش کسب اطلاع نمایند.
این همایش تک سالنه همراه با حرف و حدیثهائی هم بود تا آنجا که استاندار (بنا بر نوشته حاشیه در روزنامه خبر جنوب همین امروز) گفته بود" وقتی وارد جلسه کنفرانش شدم فکر کردم وارد یک جلسه سیاسی شده ام که دائم می گویند کشور لبه پرتگاه است" نوشتن حاشیه اینچنینی بر این خبر در روزنامه خبر جنوب سابقه ندارد! و ای کاش می نوشت انتقادها که ظاهراً از زبان دانشمندان و متخصصان امر طرح گردیده است چه بوده که اینقدر توجه استاندار را جلب نموده است؟... اما بالاخره استاندار از بودجه یک و نیم میلیاردی این پژوهشکده نیز خبر داده بود و دکتر سپاسخواه نیز بعنوان رئیس این پژوهشکده خبر برگزاری کنفرانس بین المللی را در آینده داده بود(لینک خبر کنفرانس احتمالی بین المللی در فارس).
در حاشیه اسکان اساتید مدعو سخنران: یکی از اساتید فرهیخته مدعو که حال خوبی نداشت گلایه از محل اسکان شبانه(ظاهراً در خیابان خاکشناسی و مهمانسرای کشاورزی) داشت وی می گفت از بس اتاق محل اقامت وی گرم بوده نتوانسته بخوابد و متاسفانه تلفن دوستانش را هم فراموش کرده همراه بیاورد چون حاضر بوده از بدحالی همان شب زنگ بزند و از آنجا برود. وی که از اساتید فرهیخته و قدیمی است و تحت اعمال جراحی نیز در قبل قرار گرفته است پس از پایان یافتن روز اول همایش شیراز را ترک کرد!
همین امروز مراسم استقبال از آیت الله خامنه ای در سنندج از تلویزیون پخش می شد که پایکوبی کردی را نشان می داد.
دو شب پیش یعنی شب همین واقعه نمایشگاه بین المللی کتاب و برنامه بسیار شاد رادیو را از تلویزیون گزارش می دادند و همان شب در اخبار سیما مراسم امداد بسیار شادی که در همان روز اجرا شده بود پخش شد.
بهتر است خود را تکه ای جدا شده از "ایران" ندانیم! و در همه حال به قانون در سرزمین اسلامی که همه چیزش نشات گرفته از کلام وحی است احترام بگذاریم حتی اگر به میل و سلیقه ما هم نباشد.
چرا دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شیراز؟ چون ما خیلی ذوق کرده ایم که پس از سالها روزنامه های چند روز پیش خبر ساخته شدن فاز اول آنرا داده اند و الان وجود خارجی ندارد ولی گفتیم شاید از حلوا حلوا دهنی شیرین شود و خدای ناکرده ساختن این دانشکده حیاتی فراموش نشود مثل عام که می گویند:" می گوئیم شاید یک روزی شد."
امیدوارم ما هم در دانشکده منابع طبیعی روزی کتاب همچون لستر براونی را نقد کنیم یا ...
بالاخره دیروز طلسم ها شکسته شد و مطالعه طراحی و اجرای فاز یک دانشکده منابع طبیعی استان فارس در دانشگاه شیراز از قول رئیس این دانشگاه در روزنامه خبرجنوب اعلام شد. هر چند دانشکده منابع طبیعی استان فارس دیر به انجام خواهد رسید و نسبت به بسیاری از استانهای کوچک بسیار عقب هستیم ولی باز همین را باید به فال نیک گرفت و برای مسئولین دانشگاه شیراز در این زمینه آرزوی موفقیت نمود. امید آنکه مردم استان فارس و استانهای حنوبی ایران بتوانند با را ه اندازی این دانشکده از مواهب بسیار آن از جمله کاهش بلایای طبیعی مثل سیلابها، حفظ و بهبود پوشش های جنگلی و مرتعی، پر آب شدن چاهها و قناتها، جلوگیری از آلوده شدن شهرها و روستاها و رفع آلودگیهای آب و خاک و هوا ، متولی گری بخش شیلات و پرورش آبزیان، میگو وماهی و موارد بسیاری که در این سخن کوتاه نمی گنجد بخوبی بهره مند گردند. دعا کنید این پروژه خیلی زودتر به بهره برداری برسد.
نتیجه اخلاقی: چرا تا به حال کسی به فکر تاسیس و راه اندازی این دانشکده زیر بنائی نبوده است.
نتیجه خوش بینانه: ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و جلوی ضرر رو هر وقت بگیری نفع است.
نتیجه کمکی: چه کسانی می توانند در این پروژه نقش پیش برنده و کمکی ایفا کنند؟ کامنت بگذارید و نظر بدهید و پیشنهاد دهید تا با شما تماس بگیرم.
این مطلب را لینک دهید بخصوص محیط زیستی ها و دوستداران طبیعت و یا استان فارسی ها و جنوبی ها.
شاید شما زمستان 85 و مصاحبه برنامه "نگاه اول" اگر عنوانش را اشتباه نکرده بودم با وزیر محترم علوم جناب آقای دکتر زاهدی را به خاطر داشته باشید! در آن جلسه هر چقدر مجری تاکید می کرد که جناب وزیر لطفاً پروژه عملی یا چیزی را که می خواهید در پایان وزارت چهار ساله تان نتیجه و سرانجامش را ببینید بیان نمائید اما ایشان بیان می نمود "زبان فارسی زبان علمی دنیا شود!" که این سخن مدتها بعد به این تبدیل شد که آقای وزیر کمی کوتاه آمده و مهلت 50 ساله ای را جهت این تبدیل مهم تعیین نموده اند[لینک این خبر 1- لینک مرنبط خبر2] به هر حال مهم این بوده که نیت ایشان خیر است و.... فکر کنم در همین راستا روزنامه "خبر جنوب" در صفحه سوم 27 فروردین آن و با تیتر "وزیر علوم: فرار مغزها را قبول ندارم" [لینک خبر 1 – لینک همین خبر2] موارد جالبی را بیان نموده است و وجود ایرانیان در خارج از ایران را یک فرصت دانسته است که "در خارج به توسعه فرهنگ کشور" می پردازند و فعالیت بنیاد ملی نخبگان را در همین راستاها دانسته است و اما در پایان آن برجسته ترین مطلب خود را گفته که: "مباحث مربوط به حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی در حال حاضر در کشور در وضعیت خوبی است و با توجه به اینکه در کشور هزینه ها پائین تر از کشورهای اروپائی است به نفع ایرانیان خارج از کشور است که در داخل کشور حضور داشته باشند." لذا بر خود فرض دانستم چون این مطلب باید بی درنگ و بشدت در تیراژهای وسیع منتشر شود تا همه به طرف ایران سرازیر شوند لذا بد نیست موارد زیر بعنوان مصداق عینی و چاشنی مطالب بالا اضافه گردد تا بیشتر اثر داشته باشد:
نتیجه کلی و فله ای: باید بطور جدی به فکر توسعه فرهنگ در خارج از کشور بود!
-----------------------------------
یک نکته در خصوص لینک دهی بالا: هر چند بنده بنا بر اعتقاد خاص خود که باید نسبت به جامعه اطراف خود بخصوص محیط کاری احساس تعهد نمود و در بهبود آن کوشید که البته دستور دینی است و در قرآن به آن اشاره شده است و قدم اول اطلاع کامل روزانه از این امور است (اگر البته اطلاع رسانی بشود) روزنامه "خبر جنوب" را روزانه مشترک شده ومطالعه می کنم و منبع اولیه خبر های بالا همان روزنامه است اما به دلیل اینکه روزنامه "خبر جنوب" هنوز سیستم لینک دهی مناسب خاص تک خبری ندارد و فقط از تصویر صفحات روزنامه در سایت خود استفاده می کند بنابراین ناچار به لینک دهی مطالب جهت مطلب بالا و سایر مطالب از این دست هستم هر چند منبع خبرها را این روزنامه عنوان نموده ام.
قائممقام وزیر علوم، تحقیقات و فناوری درباره افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها در سال جدید گفت: طرح افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها به هیأت دولت ارائه شده که امیدواریم این رقم بیش از سال گذشته به تصویب دولت برسد. سید محمد حسینی اظهار داشت: وزارت علوم پیشنهاد افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها را به دولت ارائه کرده که همچنان منتظر تصمیم هیات دولت در این زمینه هستیم.وی به مهر گفت: با توجه به اینکه امسال قانون خدمات کشوری اجرا میشود و کارکنان دولت از افزایش حقوق بهرهمند میشوند، افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها نیز انجام خواهد شد.قائم مقام وزیر علوم ادامه داد: سال گذشته مجموعا حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها 10 درصد افزایش یافت که 8 درصد آن توسط هیات دولت و 2درصد توسط هیات امنای دانشگاهها تصویب شد.حسینی تاکید کرد: حقوق کارکنان دانشگاهها نیز تا 30 درصد افزایش خواهد یافت، اما امیدواریم هیأت دولت افزایش حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها را بیش از 10 درصد افزایش دهد.قائم مقام وزیر علوم همچنین به فارس گفت: دانشگاه پیام نور از 30 آموزشگاه غیرمجاز به قوه قضائیه شکایت کرده است.محمد حسینی با بیان اینکه آموزشگاههای آزاد به صورت غیرقانونی فعالیت میکنند و بسیاری از داوطلبان آزمونهای فراگیر دانشگاه پیام نور را فریب میدهند، افزود: بسیاری از آموزشگاههای آزاد غیرقانونی خود را شعبهای از دانشگاه پیام نور معرفی میکردند که دانشگاه پیام نور از این آموزشگاهها به قوه قضائیه شکایت کرده است. قائم مقام وزیر علوم با تأکید بر اینکه با شکایت دانشگاه پیام نور از 30 آموزشگاه آزاد غیرقانونی، فعالیتهای تبلیغاتی این آموزشگاهها در روزهای اخیر کمتر شده است، گفت: سیر شکایت دانشگاه پیام نور از آموزشگاههای آزاد غیرقانونی همچنان ادامه دارد
منبع اصلی: روزنامه وطن امروز
دیروز در خیابانهای فرعی ملاصدرا مثل اردیبهشت و ... برای خرید به اتفاق خانواده رفته بودیم. بوی بهار نارنج و سایر گیاهانی که در خانه های اکثراً قدیمی آن محله شیراز است آدم را سرمست می کند و شاید در کمتر محله یا حتی شهرهای ایران اینگونه باشد. علیرغم همه دافعه ای که محیط های کاری اداری شیراز، از جمله دانشگاه شیراز و علی الخصوص محیط کاری من (از لحاظ ساختمان و امکانات) دارد ولی این یک قلم جاذبه ای دارد که فکر کنم علت ماندگاری برخی افراد در شیراز شاید همین باشد. البته خانه اجاره ای بنده آپارتمانی است و از این بوها نمی دهد! وگر نه ممکن بود شاعر بشوم!
چند روز پیش در پی حس کنجاوی و ابراز علاقه به خوابگاه قبلی ام در دوران کارشناسی ارشد به مجموعه خوابگاههای دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در باجگاه سرکی کشیدم. قبلاً نیز بکارگیری اتوبوسهای مناسب در خطوط داخلی پردیس ارم و برخی موارد دیگر را هم دیده بودم.
از نصب کولر برای اتاقها، تعداد مناسب یخچال، اینترنت وایرلس، تاسیسات بدنسازی، میزو صندلی مناسب سلف سرویس و... به وجد آمدم و به همین منظور جای آن دیدم که به مسئولان محترم امور دانشجوئی دانشگاه جناب آقای دکتر کارپرورفرد ، دانشکده جناب آقای دکتر فلاح و سایر همراهان دست مریزاد گفته و عاقبت به خیری این عزیزان را از خداوند مسئلت کنم. بعنوان کسی که روزی در همین خوابگاههای قدیمی روزگار می گذرانیده ام هر چند عقیده ام این است که آخرش منطقه باجگاه است و بزرگترین مشکلش دوری از شهر، ولی وجود این امکانات لازم یک قوت قلب و امید به زندگانی می دهد. شاید کسی یا خواننده ای بگوید در همه دانشگاهها یا اکثر آنها این امکانات وجود دارد و چه جای تشکر است؟ ولی پاسخ من این است که در همه حوزه ها و معاونت های دانشگاههای ایران تحولات و رفاه بوجود آمده است و ابراز خوشحالی من از آن جهت است که این معاونت توانسته بر خلاف خمودی برخی اجزای دانشگاه شیراز و در همین دانشگاهی که در برخی شاخصها واقعاً مشکلات بزرگی وجود دارد اما در حوزه معاونت دانشجوئی کارهای بزرگی انجام دهد بطوریکه در ارزیابی سالیانه خدمات دانشجوئی دانشگاههای سراسر کشور حائز رتبه ممتاز گردد.
طبق فرمایشات جناب آقای دکتر مزیدی مدرس کارگاه آموزشی روش تدریس، کارگاه آموزشی که جهت اساتید دانشگاه شیراز برگزار شده بود، مجتمع مدارس دانشگاه شیراز که در سال 1368 پایه گذاری شده بود با مبلغی اندک و حدود پانصد هزار تومان ولی پیگیری ایشان و دوستان ایشان از اساتید دانشگاه شیراز تاسیس و سپس طی سالیان پس از آن توسط کمکهای مردمی و اولیا به اینجا رسیده است به نحوی که با همان مبلغ اندک ولی با تلاش و همت کاملاً مردمی و غیر دولتی به اینجا رسیده است. ایشان به کارگیری روشهای تدریس خاص و کاملاً علمی را در تربیت دانش آموزان این مجتمع توسط اساتید دانشگاه شیراز بیان نمود و اینکه در اثر همین تلاشها دانش آموزان این مجتمع در مجامع بین المللی افتخارات زیادی آفریدند. تلاش و همت این اساتید پیش کسوت شایسته تقدیر است و امید آنکه افراد دست اندر کار پس از آنها راه این بزرگواران را بیش از پیش ادامه دهند. با تعاریف این بزرگوار، بنده روز شماری می کنم تا فرزندم افتخار شاگردی در این دمجتمع را بیابد. ان شاالله.
دانشگاه صنعتی اصفهان به حق یکی از دانشگاههائی است که سیستم مدیریتی عادلانه ای در آن طراحی و اجرا شده است و به جرات یکی از مرفهترین دانشگاههای با کیفیت ایران است. اگر همه اقشار آن از سونا،منازل سازمانی عالی و.. بهره مند هستند ولی بطور یکسان می بینی هیچ جای دانشگاه اجازه نمی دهند برای پارکینگ اتومبیل ها سایه بانی درست کنند حتی در حوزه ریاست دانشگاه. اما در دانشگاه شیراز، امروز سایه بانهای شیک و جدیدی دیدم که در محوطه دانشکده حقوق و علوم تربیتی در دانشگاه شیراز جهت پارکینگ خودروها ساخته شده بود! جالب بود و در همان حال یادم افتاد بنده که یکی از اساتید دانشگاه شیراز با مدرک PhD هستم با گذشت چندین ماه از استخدام خود از داشتن یک اتاق محروم هستم. چیزی که خیلی از کارمندان در پردیس ارم با سیستم تهویه مطبوع دارند!!!
نکته مهم: هر چند این سایت و نوشته های آن - مگر در جاهائی که منبع آن مشخص شده است - همه نوشته های اینجانب بوده و در اکثر موارد توسط کامنتهای خوانندگان مورد تائید قرار گرفته است بنابراین مسئولیت آن متوجه کسی نیست اما نمی خواهم در این برهه کسی از بیرون مجموعه موج سواری کند.
تشکر و پوزش به خاطر حذف و خودسانسوری مطلب: از جناب آقای دکتر حسنلی عضو محترم پیش کسوت بخش،که جهت فرصت مطالعاتی در استرالیا اقامت دارند به دلیل بذل توجه و مطالعه دقیق اینگونه مطالب تشکر می کنم. هر چند ایشان بیان نموده اند که به دلیل نبود امکان تایپ فارسی نظرات را بصورت انگلیسی و با ایمیل برای این حقیر ارسال می نمایند و به همین دلیل جای کامنتهای ایشان در بخش ویژه نظرات سایت خالی است. در خصوص مطلب حذف شده هم از ایشان پوزش می خواهم که مجبور به حذف بخشی از مطلب شدم چرا که از کامنت ارسالی ایشان مشخص است که مطلب کامل را مطالعه نموده اند و مطلب کامل مورد تحسین ایشان قرار گرفته بود و حیف است که دیگر عزیزان به متن کامل دسترسی ندارند ولی این تصمیم دائمی نیست و ممکن است متن سانسور نشده آن را مجدداً منتشر نمایم. این تصمیم بستگی به وضعیتی دارد که در روزهای آتی شاهد آن خواهیم بود.
به هر تقدیر نظرات ارسالی هر چند توسط ایمیل به اینجانب دلگرمی خاصی می بخشد. در ضمن یاد آوری می نمایم که در بخش نظرات توانائی تایپ انگلیسی پیش بینی شده است.
روز نمایشگاه دستاوردهای انجمن های علمی دانشگاه شیراز که در تالار فجر برگزار شده بود سری به غرفه منابع طبیعی زدم. دانشجویان کارشناسی منابع طبیعی الان سال سوم تحصیل خود را تجربه می کنند. هر چند مقطع کارشناسی دو رشته مرتع و آبخیزداری و محیط زیست در دانشگاه شیراز بسیار جوان است بطوریکه حتی تا کنون فارغ التحصیل نداشته است و سال آینده اولین دوره فارغ التحصیلان خود را خواهند داشت ولی دانشجویان فعالی داشتنی دارد. (منابع طبیعی شیراز در قالب یک بخش یا یک گروه آموزشی دو رشته لیسانس و یک ارشد دارد). اساتید این عزیزان نیز (از خود نمی گویم از همکاران خود می گویم) نیز که نمود برخی فعالیتهای آنان در قالب جلسه بحث و پروژه درسی زینت بخش غرفه عزیزان بود نیز با عشقی زایدالوصف و با تمام قوا سعی دارند از حداقل امکانات حداکثر بهره را داشته باشند. به امید موفقیت روز افزون برای مهندسان آینده میهن اسلامی و فراهم آمدن امکاناتی در خور برای این عزیزان و مدرسانشان...
مدير كل دفتر مركزي هياتهاي امناي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از اصلاح آييننامه ميزان حقالتدريس اعضاي هيات علمي دانشگاهها خبر داد.
دكتر ايرانمنش در گفتوگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه اين اقدام در راستاي سياستهاي وزارت علوم و به منظور گسترش تحصيلات تكميلي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي و پژوهشي صورت گرفته است، گفت: در اين راستا به استناد بند «ن» ماده 7 قانون تشكيل هياتهاي امنا، با پرداخت حقالتدريس اعضاي هيات علمي تا سقف 9 واحد براي پاياننامههاي كارشناسي ارشد و دكترا در ترم تابستاني موافقت شد.
دكتر ايرانمنش در خاتمه تصريح كرد: همچنين ميزان حقالتدريس اعضاي هيات علمي در هر ترم تحصيلي تا سقف20 واحد تعيين شد، مشروط بر آنكه حداكثر12 واحد آن آموزشي و مابقي پايان نامه تحصيلات تكميلي باشد.
خواننده
این پاراگراف شاید از محل قرار گیری ساختمان دانشکده های دانشگاه شیراز بی اطلاع
باشد یا برعکس کاملاً مطلع باشد بنابراین اجازه بدهید در ابتدا در این مورد - البته
در حد وبلاگ "یک پاراگراف" و بضاعت و وقت نوشتاری اینجانب - صحبت کنیم.قسمت اول: ایاب و ذهاب
پر واضح است که یکی از مسائل بزرگ دانشگاه شیراز با توجه به شرحی که از مسئله داده شد هزینه بسیار بالای ایاب و ذهاب است. این مساله نه تنها بار بسیار بزرگ مالی بر دوش دانشگاه گذاشته است بلکه مشکلات عدیده ای را نیز از جهات مختلف آموزشی، رفاهی بر هم زده است که در بحثهای آینده به آن پرداخته خواهد شد. نا گفته پیداست که مهمترین بخش این صورت مساله که حتی دارای اولویت بیشتری نسبت به هزینه ایاب و ذهاب است امنیت جانی نخبگان شهر شیراز است. بعنوان مثال اگر از خطرات بروز تصادفات درون شهری در خوشبینانه ترین حالت صرفنظر کنیم خطر تصادفات جاده های برون شهری را نمیتوان نادیده گرفت. بعنوان مثال به تردد روزانه بالای دو هزار نفر بین شیراز و دانشکده کشاورزی (و منابع طبیعی) و دامپزشکی توجه کنید! هر چند این امر برای ساکنان این دانشکده ها به امری روزمره تبدیل شده است اما این مساله جای بسی تامل است آنهم با وجود گردنه مسیر و...آیا به ارزش گذاری مالی یک فرد دارای مدرک دکتری، کارشناسی ارشد و کارشناسی که بنا بر برخی آمار یک شخص دکتری بالای میلیارد تومان ارزش برای کشور دارد توجه نموده اید؟ هر چند جان انسانها با پول قابل قیاس و ارزش گذاری نیست.
در اینجا بد نیست با خاطره ای بحث این قسمت را تمام کنم هر چند بحث به دلیل مطرح شدن در این وبلاگ جمع و جور بسیارناقص بود. خاطره: در مقطعی که دردانشکده کشاورزی یعنی در باجگاه دوره کارشناسی ارشد می گذراندم و بنا به مسئولیت دانشجوئی ام پیگیر تشکیل کلاسهای عمومی و علوم پایه دردانشکده کشاورزی بودیم موفق به اخذ این موافقت نشدیم. یعنی مخالفت شد. یکی از دلایل، به خطر افتادن جان اساتید عزیزی که قرار بود تجربه رفت و آمد از دانشکده علوم و ... به باجگاه یعنی دانشکده کشاورزی و دامپزشکی را داشته باشند، عنوان شده بود که البته از طرف برخی از ایشان عنوان شده بود. به هر حال شاید برخی این مورد را انکار کنند- از سر حس انساندوستی و اینکه شما هیچ فرقی با بقیه ندارید- ولی به هر حال واقعیتی است که البته صحیح و قابل احترام هم هست اما...
چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته در کارگاه آموزشی بهداشت روانی که برای اساتید تازه استخدام دانشگاه شیراز برگزار شده بود و نحوه تعامل با دانشجویان را آموزش می داد، شرکت نمودم. برگزاری این کارگاه خوب و ساعاتی که در آن بودیم البته مفید بود. در برگزاری این کارگاه و نظایر آن و مفید بودن برای اساتید دانشگاه قبل یا حین به کار تدریس حرفی نیست ولی فکر می کنم اگر کمی بیشتر در رفع مشکلات این اساتید تازه استخدام هم اهتمام شود دقیقاً معادل یا حتی بیشتر از برگزاری این جلسات می تواند در بهداشت روانی کلاسهای درسی و محیط عمومی دانشگاه اثر گذار باشد! به نظر من اصل بر رایگان یا غیر رایگان بودن سایت نیست بلکه محتوی مهمتر است به مصداق ضرب المثلی که می گوید: مهم گوشت داخل قیمه است نه اینکه قیمه را با قاف یا غین بنویسند.
هر چند ممکن است دامنه جدیدی را به این یک پارا گراف بچسبانم! آنهم برای راحتی بیشتر مسیر.
به من بگوئید بیشتر چه چیزی اینجا کم است؟
دوست داشتن در مقابل استفاده کردن
تعطیلی دانشگاه شیراز کی کجا برای کی؟
دود خاکستر ذغال قلیون عربها تو هوای شیراز!
روشنائی پارک ها و فضای سبز شیراز جالب نیست معضل هم هست
سایت نقشه جهانی خاک و چند کتاب جدید لاتین مرتبط با علوم خاک
پروژه کارشناسی مرتع و آبخیزداری و یک شعر از بهبهانی
آئین نامه سازمانهای مردم نهاد - سمن - NGO
تصادف دوشنبه: کمربندی معالی آباد شیراز شاهکاری در عرصه استهلاک جان و مال مردم
تولد یک مجله تازه : مجله علمی پژوهشی خشکبوم
دومین همایش ملی فرسایش بادی و طوفانهای گرد و غبار
همزمان با افتتا حیه همایش بین المللی گیاهان داروئی، خبر بد: دکتر امید بیگی در گذشت!
عضو گروه اینترنتی منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه شیرازیها شوید و مطلب بخونید و بفرستید
رده های خاک و چند لینک مفید برای آشنائی بیشتر و آسان
بازدید از منطقه اجرای پروژه دانشجویان کارشناسی مهندسی مرتع و آبخیزداری دانشگاه شیراز
هشدار فوری - هک اکانت های جی میل و ...
آموزش دانلود کتاب از سایت گیگاپدیا gigapedia و ساخت کتابخانه مجازی با Endnote
معرفی چند کتاب جدید خاکشناسی (علوم خاک)
جشن فارغ التحصیلی - اولین دوره دانشجویان مهندسی منابع طبیعی دانشگاه شیراز
بودجه بندی ماهیانه توسط گوگل داک در Family Budget Planner
آخرین خبرهای بحران "گرد و غبار ایران"
گرامیداشت شایسته روز معلم امسال در دانشگاه شیراز
معرفی بخش نوشته ای از جناب آقای دکتر حسنلی
معرفی سه کتاب جدید در مورد علوم خاک(خاکشناسی)
دنیا آمار گردی با سایت http://www.gapminder.org در خدمت پایداری
مرد و زن مکملند + پیش بسوی موفقیت
دو خبر کهنه اما مهم: میزان افزایش حقوق اساتید در سال 89 و همچنین مثبت بودن کاهش موظفی اساتید از دید
سال نو در کنار دکتر حسابی و انیشتن - این مطلب توسط یکی از اساتید معاصر فیزیک ایران مورد تردید واقع ش
آرزوی موفقیت برای دکتر مؤذنی سرپرست جدید دانشگاه شیراز
چهارمین کارگاه و دغدغه اساتید تازه استخدام!
افتتاح ساختمان "دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین" در دانشگاه شهرکرد