تبليغاتX
یک پاراگراف(دکتر س. ف. افضلی) - "شوخی با داستانهای دبستانی" و دعوت به مشاهده "پیوندهای روزانه" یک پاراگراف(دکتر س. ف. افضلی) - "شوخی با داستانهای دبستانی" و دعوت به مشاهده "پیوندهای روزانه"
سایت شخصی دکتر س. ف. افضلی - یادداشت های شخصی و برگزیده های متنوع از اینترنت
یک پاراگراف

موضوع: روزانه و خودمانی [نوشته مدیر] [مشاهده آرشیو موضوعی]

یکی از بخشهائی که مرتب به روز میشه پیوندهای روزانه سایت است ولی بخش دیگری که شاید از دید پنهان باشه ولی حرفه ایها همیشه خوندنشو دنبال می کنند بخش کامنتهاست که از قضا کامنتهای یک پاراگراف هم به ذوق خیلی از خواننده ها بخصوص دانشجویان پر برکت شده.

اینجا یکی از اون کامنتهای زیبا رو میارم که صداقت حرف بالائی رو اثبات کنه!

البته موضوع این نوشته که بیشتر جنبه ادبی ارتباط بین داستانهای قدیمی آن پر رنگ تر است پرداختن به وضعیت آشفته اجتماعی و اقتصادی در جهان می باشد.

--

شوخی با داستانهای دوران دبستان

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

لینک کامنت

----------------

زیباترین جمله این مطلب:

گفتم بهار

خنده زد و گفت

ای دریغ

گفتم پرنده؟

گفت اینجا پرنده نیست

اینجا گلی که باز کند لب بهخنده نیست

گفتم درون چشم تو دیگر؟

گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست

اینجا به جز سکوت،سکوتی گزنده نیست ...

نظرات شما در خصوص این مطلب موجب تکامل آن خواهد بود. لطفاً نظردهی مطلب فراموش نگردد برخی اوقات مطالبی بصورت پرسش و پاسخ از طرف نویسنده و خوانندگان در بخش نظرات مطرح می شود که خواندن آنها حتی بیشتر از خود مطلب اطلاعات می دهد از این بخش می توانید پیام خصوصی برای نویسنده نیز ارسال نمائید.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 15:1  توسط س. ف. افضلی  | 


فهرست جدیدترین مطالب[مشاهده آرشیو موضوعی + آرشیو کلی + عناوین کلیه مطالب ]
آرزوی موفقیت برای دکتر مؤذنی سرپرست جدید دانشگاه شیراز
چهارمین کارگاه و دغدغه اساتید تازه استخدام!
افتتاح ساختمان "دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین" در دانشگاه شهرکرد
مردانه: چرا مردان کمتر از زنان عمر می‌کنند؟
دانشگاه شیراز - بازسازی ساختمانهای فرسوده: دستور کار جدید وزارت علوم
امکان جدید گوگل تاک: آپلود هر فایلی تا یک گیگابایت و تبدیل آن تا 250 مگابایت
دریافت حق بیمه درمانی متناسب با حقوق : یک ظلم مالی
یک حکایت انگلیسی و اهمیت مشورت!
از کپنهاک چه خبر؟
سه مطلب کوتاه با حال و هوای آمدن رئیس جمهور
واکسیناسیون علیه آنفولانزای خوکی در آمریکا
یک تجربه در استفاده از سیستم اداری دانشگاه :چارگون
نمونه شکلهای سرریز Spillway
تکلیف مدل درس حفاظت آب و خاک
مجموعه عکسهای گریبایگان فسا : اردوی 12 آذر 88
به نام ما به کام دیگران: رستوران باشگاه دانشگاه شیراز و اولین وعده غذا
سایت کلام - موسیقی
نکنه آنفولانزا خوکی گرفته ام؟
"شوخی با داستانهای دبستانی" و دعوت به مشاهده "پیوندهای روزانه"
ایران چند ساعت از سایر کشورها عقب تر یا جلوتر است؟
چکمه پوشها به خیابانهای شیراز ریختند!
شما را چگونه مي شناسند؟
واکسن آنفولانزای خوکی و وعده های خطرناک مسئولین
تعاونی مسکن اساتید و سایت کارتونی از یک دوست
واکسن آنفولانزای خوکی تا یک ماه دیگر برای ایرانیان
تشکر از دکتر صادقی و دکتر افشاریفر رئیس دانشگاه شیراز و دانشکده کشاورزی در ارتباط با منابع طبیعی
رقابت ستودنی پزشکان یزدی! و عکسها و فیلمهای جدید از تصادف جاده شیراز - مرو دشت!
کشته شدگان حادثه امروز و زنگ خطر فردا!
عبارات زیبای پیامکی از امروز در زیر هر نوشته
لطفاً با این خال وقت ما را نگیرید!

.دریافت تازه ها در ایمیل - خبرنامه


مهم: خواننده گرامی، پس از آنکه ایمیل خود را در باکس بالائی وارد و بر "آغاز اشتراک" کلیک نمودید و کد تائیدی را نیز در صفحه باز شده وارد نمودید، ایمیلی برای شما ارسال می شود که حاوی لینکی است که با کلیک روی آن اشتراکتان  در خبرنامه این سایت تائید می گردد. در صورت عدم کلیک بر لینک ارسالی به ایمیلتان اشتراک شما کامل نشده و خبرنامه مطالب این سایت به ایمیلتان ارسال نخواهد شد. پیشاپیش از توجه شما به این نکته سپاسگزاری می شود.

  RSS